رصد استراتژیک از وضعیت پروژه کودتا علیه آستارا (آژاکسِ آستارا)
آژاکس نام پروژه ای بود که در سال 1332 توسط سازمان سیا برای سرکوب نماینده ملت (محمد مصدق) صورت گرفت. این سازمان با تجربه 60 ساله خود در مواجهه با ملت ایران، آژاکس 2 را در خرداد 1388 برای از بین بردن جمهوری اسلامی به کار گرفت که با هوشمندی امام امت در سایه دست غیب الهی که بر سر این ملت بود، شکست از آن بدخواهان این ملت شد. به همین مناسبت، پروژه کودتا علیه آستارا که سال هاست با هوشمندی مردم به فرجام نرسیده را "آژاکسِ آستارا" می نامم.

چندی پیش خبری مبنی بر لیست واحد اصولگرایان گیلان برای انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر شد که در آن سرهنگ علیرضا نعمتی (فرمانده سابق سپاه آستارا) به عنوان کاندیدای اصولگرایان شهرستان آستارا معرفی شده بود! این در حالی است که تنها حزب اصولگرای شهرستان یعنی حزب موتلفه اسلامی در جریان هیچ گونه از مذاکرات برای تهیه این لیست نبوده و کوچک ترین مشورت و نظرخواهی با تنها حزب اصولگرای شهرستان صورت نگرفته است! این توهین بزرگ به مردم آستارا در دوره گذشته نیز رخ داده بود و عده ای که ظاهرا خود را قیم مردم آستارا می دانند، سال هاست تلاش می کنند که سرهنگ نعمتی را به نمایندگی از آستارا به مجلس بفرستند...
از طرفی سردار نظرعلی علیزاده (جانشین سابق سپاه قدس گیلان) چند روز قبل، خبر از رایزنی برای ائتلاف اصولگرایان استان داد و امروز مصاحبه ای با جانباز پاسدار آقای محمد کاربین تحت عنوان دبیر شورای معتمدان اصولگرایان شهرستان آستارا(!) با عنوان آغاز رایزنی ها برای انتخاب نامزد اصولگرای آستارا منتشر شده است! ضمن احترام به جانفشانی های این پاسدار سرافزار در دوران دفاع مقدس، هیچ گونه سوابق فعالیت حزبی درباره ایشان یافت نشد! از آن بدتر این که، هیچ گونه اصلاعاتی در خصوص ترکیب این شورا نیز منتشر نشده است! این شورا، چگونه شورایی است که در سکوت کامل خبری و بدون حضور تنها حزب اصولگرای شهرستان تشکیل شده است؟ ضوابط، اساس نامه، اهداف و اعضای این شورا چگونه و با چه معیارهایی انتخاب شده اند؟
اصلا کمی به عقب بازگردیم! اصولگرایی به چه معناست؟ اصولگرا کیست؟ لازم است تا کمی بیشتر توضیح بدهم... پاسخ این سؤال بسیار دشوار است... اگر به دنبال پاسخی برای سال 82 باشیم، فردی همچون غلامعلی حدادعادل، نماد اصولگرایی است اما در سال 94 باید گفت مفهوم اصولگرایی نیز (مانند اصلاح طلبی که پس از فتنه 88 دچار اضمحلال شد) به مرحله ناکارآمدی رسیده است. سیاست در جمهوری اسلامی، همواره دو قطبی بوده است. مذهبی در مقابل ملیگرا، راست در مقابل چپ و اکنون نیز اصولگرایی در برابر اصلاح طلبی. همه این مفاهیم دارای تاریخ انقضایی هستند که آخرین بازمانده، اصولگرایی می باشد که آن هم به انتهای مسیر خود رسیده است. قطب جدید برآمده، اعتدالگرایی است که از روحانی تا لاریجانی را دربر میگیرد و هیچ آلترناتیوی تا به حال نداشته است. اما پیروان گفتمان مقاومت در انتخابات 92، تنها کسانی هستند که می توانند در برابر آن قرار بگیرند. لذا نیاز به برخواستن گفتمان جدیدی احساس می شود که نامی همچون "عدالتخواه" قادر به پوشش این جبهه جدید خواهد بود؛ چرا که گمشده حقیقی ما در مفهوم توسعه لیبرالی مدنظر اعتدالگرایان، همان مفهوم والای عدالت است که اقبال مردمی به این گفتمان، در سال 84 اثبات شده است.
به آستارا برگردیم...
کیوان اسدپور به طرز مشکوکی، سکوت اختیار کرده و ظاهرا این تصمیم با هماهنگی قبلی گرفته شده است و فعلا بختیار حیدرنیا سعی در جلوه کردن در منظر عموم دارد؛ تا جایی که در هوای برفی به لوندویل رفته و سعی در ارتباط گرفتن با مردم دارد! این که چرا به لوندویل رفته نیز به زعم بنده، به دلیل زمین بازی تعریف شده از سوی مرحباست! هشتپری ها تا به حال نتوانسته اند زمین بازی تعریف کنند که این در ابتدا به دلیل اختلافات بین خودشان در درجه اول و نداشتن شناخت از رفتار سیاسی مردم آستارا در درجه دوم نشأت می گیرد. سرهنگ نعمتی در روز روشن، ستاد انتخاباتی خود را همانند دوره های قبل در مرکز شهر در نمایشگاه اتومبیل نگهبان افتتاح کرد و احدی معترض نشد که اگر قانون، برای همه است پس چرا با بی قانونی برخی ها، هیچ گونه برخوردی صورت نمی گیرد؟! سرهنگ کریمینژاد (سرپرست سابق جانشینی فرمانده سپاه آستارا) نیز تلاش های زیادی برای جمع آوری رأی انجام داده اما باید دید برآیند رفتار سیاسی این 4 نفر به کجا ختم خواهد شد...
برخی افراد ساده لوح نیز در این میان به سراغ حامد داداشی رفته اند و با مطرح کردن تقوای عملی، وی را کاندیدای اصلح آستارا می خوانند! به این افراد، مطالعه نظر شهید چمران در خصوص لزوم داشتن تخصص(علیرغم داشتن تقوا) برای تصدی مناصب اجرایی را توصیه می کنم. حال آن که اساسا احراز صلاحیت فردی که تنها سابقه پیشنماز ماندن برای را دارد، محل سؤال جدی است! از بحث صلاحیت ها بگذریم که خار در چشم و استخوان در گلو مانده ایم و هرچه بگوییم، آب به آسیاب دشمنان نهاد شورای نگهبان ریختهایم اما اجمالا می توان گفت که دل و دیده از اعمال سلیقه های جهتدار در استان، خونفشان است...
سخنرانی مرحبای بزرگ و کوچک در شب اول بهمن 94 فاز جدیدی از رقابت های انتخاباتی را آغاز کرد. همان طور که پیش بینی کرده بودم، انتخابات در آستارا، تابعی از رفتار سیاسی مرحبا ست و انتقادات وی به فرماندار و هیئت اجرایی سابق (که وی را رد صلاحیت کردند تا این دوره، خود وارد عرصه شوند) به شدت آنها رو به تکاپو انداخته و توسط بوق های تبلیغاتی خود، آتش توپخانه را به سمت غلامرضا مرحبا گرفته اند چرا که به دلایلی که اتفاقا بر ما پوشیده نیست اما مصالح عمومی اجازه بازگو کردن آنها را نمیدهد، به خیال خودشان، به نحوی از دست شاپور مرحبا راحت شده بودند (البته خدا را شاکریم که دیگر توانایی تأثیرگذاری بر آیت الله جنتی را ندارند وگرنه واویلا بود!) اما ظهور غلامرضا مرحبا برایشان غیرقابل پیش بینی بود و باز هم طبق پیش بینی قبلی بنده، در حال حاضر در زمین بازی مرحبا هستند بدون آن که خود بدانند!
سایر کاندیداها از غنی تا دهزادگان و طراری و فیاضی فاقد هرگونه جاذبه رأیآوری میباشند.
پیش بینی من از یک ماه آینده، تلاش جریان خاص برای شکستن محبوبیت مرحبا(چه بزرگ و چه کوچک) خواهد بود که هم اکنون سایت "آستاراخبر" که با جریان مذکور روابط نزدیکی داشته، این کار را شروع کرده و با به کار بردن عناوینی همچون "بازنده سیاسی" سعی دارد تا وانمود کند که مرحبا مجبوبیتی ندارد. از طرفی چون انتقادات مرحبا بر کاندیداهای غیربومی از جمله فرماندار سابق، بسیار پرحجم بود، سعی می کنند تا وی را متهم به مسائل قومی و قبیله ای و تبعیض نژادی کنند! پس از آن که خودشان هم بر مضحک بودن این ادعا واقف شدند، حال مطرح کردن بحث بومی و غیربومی را مردود اعلام می کنند... این دست رفتارهای سخیف و سطحی، همگی نشان از درک پایین سیاسی کاندیداهای هشتپری دارد که با اجاره کردن چند فرد کم سواد قصد دارند رأی این مردم را از آن خود کنند.
همچنین نظریه بنده مبنی بر دوقطبی آستارا که مستندات آن را پیش تر گفته بودم، روز به روز پررنگتر شده و شواهد بیشتری برای آن نمایان میشود. در حال حاضر هشتپری ها نیز بر این موضوع واقف شده و به همین دلیل تمام تلاش خود را می کنند تا بحث آستارایی بودن را از اذهان دور نگه دارند، چرا که در غیر این صورت بازنده خواهند بود.
اما این بار می خواهم از بحثی جدید رازگشایی کنم. برخی ها بر این باور بودند که با حذف مرحبا و دلق پوش، بر این شهر حاکم خواهند شد. مرحبا با تجربه ردصلاحیت دوره قبل، این بار با تمام قوا به میدان آمده است. (البته پرونده سازی ها علیه وی از دهه 70 توسط منافقین آغاز شده و متاسفانه مشکل صلاحیت را در تمام دوره ها داشته و اتفاق جدیدی نیست) اشتباه راهبردی جریان خاص در این دوره، حذف شاپور مرحبا ست! من بحث دوقطبی را قبلا مطرح کردم اما نکته اصلی آن را اکنون می گویم که با حذف مرحبا، دوقطبی «مرحبا و ضدمرحبا» به دوقطبی «آستارا و ضدآستارا» گسترش پیدا خواهد کرد...! خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
با جمع بندی اخبار رسیده و کنار هم چیدن پازل عملکرد جریان خاص، سال هاست که بدخواهی علیه مردم آستارا را به چشم می بینیم. برخی ها در مقام تلافی، بحث الحاق به استان اردبیل را مطرح کردند که گزینه خوبی برای حل مشکلات نمی باشد. مدت کوتاهی بود که مقامات استانی، سعی در جلب رضایت مردم آستارا را داشتند اما مجددا و با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی، اخبار تأسف باری به گوش می رسد که انعکاس این اخبار به خصوص در اقشار ضعیف و آسیب دیده، موجی از سردی و بی اعتمادی به نظام جمهوری اسلامی را دامن زده است. نقل محافل این روزهای مردم آستارا این است که چرا مرکز نشینان اصرار دارند که برای این شهرستان شمال غربی، تعیین تکلیف کنند؟ مگر قانون اساسی، انتخاب نماینده هر شهرستان را به مردم آنجا واگذار نکرده است؟ آیا انتخابات دوره قبل، عبرت آفرین نبود که مردم با حضور معنیدار 93% پای صندوق های رأی، مشت محکم بر دهان قیم های خودخوانده شهر زدند؟ هرچند صفر نعیمی، گزینه مطلوب نبود اما مردم حاضر نشدند به گزینه مطلوب جریان خاص رأی بدهند و وی حتی در غیاب دوقطبی آستارا (مرحبا و دلق پوش) در میان 4 نفر، نتیجه ای بهتر از سوم به دست نیاورد...
آقایان! اگر دلسوز مردم هستید، از زیر تابلوی اصولگرایی و نهادهای ارزشی و انقلابی بیرون بیایید! با رفتارهای غلط خود، هزینه تراشی برای نظام و انقلاب، ایجاد نکرده و اعتماد مردم به نهادهای انقلابی را نابود نکنید!
و العاقبة للمتقین
بعدنوشت:
سوال: آیا اصلاح طلب هستید یا اصول گرا؟
سرهنگ نعمتی: "من عقیده ای به اینها ندارم، چون نه با اصلاح طلبی میشه مملکت را نجات داد نه با بقیه تشکل ها!"
لینک مطلب
صرفا جهت اطلاع!
Astara 86 © 2007 - 2020