تحلیل اول در فضای غیررسمی تابستان نگارش پیدا کرده بود. اکنون و در آستانه ثبت نام از کاندیداها، می توان کمی فضا را شفاف تر از گذشته دید. تحلیل سوم ان شاءالله پس از تأیید صلاحیت ها انجام خواهد شد.
در سطح استراتژیک (ملی): اصولگرایان تلاش زیادی انجام می دهند تا با ارائه لیست های مشترک وارد انتخابات شوند. اصلاح طلبان معتقد به استراتژی "یا همه یا هیچ" هستند و آرزوی تصاحب تمام کرسی های مجلس را دارند. دولتی ها نیز ترجیح می دهند به علت دافعه زیاد اصلاح طلبان در سطح جامعه، کمترین اشتراک را با آنان داشته باشند.
در سطح تاکتیکی (استانی): مهم ترین اتفاق ماه های اخیر، موضع گیری انقلابی آیت الله قربانی امام جمعه رشت بود. وی که مواضع نزدیکی نسبت به اصلاح طلبان داشته است، از تریبون نماز جمعه به انتقاد از برگزاری سخنرانی توسط یکی از فتنه گران (سخنرانی فیاض زاهد در لاهیجان) پرداخت و حتی در ادامه از روند انتصابات سیاسی در سطح استان به شدت انتقاد کرده و نسبت به جابجایی فرمانداران دولت قبلی، ابراز تأسف کرد. این اتفاق که تا حدودی غیرمنتظره بود، باعث خوشحالی بدنه حزب الهی استان شد اما باید دید که تداوم نیز خواهد داشت یا خیر.
از دیگر اتفاقات قابل ذکر می توان به راهپیمایی 13 آبان رشت اشاره کرد. از آن جایی که سخنران مراسم، وزیر اطلاعات دولت احمدی نژاد بود، بر خلاف رویه معمول، استاندار و معاون سیاسی او، به جایگاه سخنرانی نرفتند. هرچند پس از انتقادات گسترده در خبرگزاری های استانی، استانداری در اطلاعیه ای اعلام کرد که مقامات یاد شده در راهپیمایی حضور داشته اند اما هرگز پاسخی در خصوص رفتارهای نسنجیده حزبی و باندی داده نشد.
لغو سخنرانی 16 آذر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت که علیرضا زاکانی برای سخنرانی در آن مراسم دعوت شده بود (نماینده مردم تهران که ریاست کمیسیون ویژه بررسی برجام را برعهده داشت) تنها یکی از اقدامات انحصارگرایان استانی در روزهای اخیر بوده است.
در سطح تکنیکی (شهرستانی): اگر بخواهیم نگاهی به رخداد های سه ماه اخیر داشته باشیم، باید گفت در مقایسه با دوره های قبلی انتخابات، تاکتیک های تبلیغاتی تغییر محسوسی نداشته و طبق معمول، طرفداران هر کاندیدا سعی می کنند کاندیدای مورد حمایت خود را "چخب قالیب" معرفی کنند!
هر چه زمان می گذرد، نظریه "دوقطبی مرحبا و دلق پوش" نمود بیشتری پیدا می کند. اما باید توجه داشت که احتمال این که همانند انتخابات مجلس ششم، فردی خارج از رقابت اصلی بتواند کرسی نمایندگی را تصاحب کند، زیاد است. هر دو قطب یاد شده به شدت در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی فعال بوده و از هر فرصتی برای تبلیغات خود استفاده می کنند. البته همانگونه که قبلا هم گفته شد، دلق پوش به دلیل سوابق نامناسب خود، به احتمال زیاد قادر به گرفتن صلاحیت نخواهد بود و شنیده شده که از یکی از نزدیکان خود حمایت کرده و سبد رأی خود را به سوی او خواهد برد. نکته جالب این که به غیر از طرفداران دلق پوش، اکثریت جامعه، مرحبا را دارای شانس اول می دانند.
معتقد هستم باید یک بار برای همیشه به تمام مدعیان فرصت داده شود تا در فضایی برابر رقابت کنند. هیجان آزاد شده در این رقابت، آستارا را در برابر صدمات احتمالی آینده و تبعات اجتماعی و سیاسی آن، مصون خواهد کرد.
اتفاق تلخی که در دوره های اخیر مشاهده می شود این است که عده ای اصرار دارند که مسئولین شهر را به زور و با اعمال نفوذ، غیربومی کنند. هم اکنون از فرماندار گرفته تا رییس کوچک ترین ادارات نیز غیر بومی هستند و این مسئله، سال هاست که موجب نارضایتی عمومی شده و دلیل اصلی پیگیری برخی ها برای الحاق به استان اردبیل نیز همین بود. عجیب این که این نارضایتی به حدی بالا رفته که امکان بروز مشکلات امنیتی در سطح شهرستان را بسیار زیاد کرده اما دریغ از اقدامی (حتی اگر نمایشی باشد) از سوی مسئولان استانی...!
لجبازی صفر نعیمی با مدیرکل گمرک آستارا باعث شد تا زهر دیگری در کام مردم ریخته شده و مدیرکل گمرک انزلی با حفظ سمت(!!!) به عنوان سرپرست اداره کل گمرک آستارا نیز منصوب شود! این مسئله، مهر پایانی خواهد بود بر دوران ننگین نمایندگی نعیمی...
بزرگ ترین اتفاق ماه های اخیر را می توان اعلام کاندیداتوری حسن نوعی اقدم، نماینده سابق اردبیل در حوزه انتخابیه آستارا دانست. وی با حضور در یکی از جلسات حزب مؤتلفه اسلامی آستارا، باعث غافلگیری کاندیداهای فعلی شد و در حال حاضر موجی در این خصوص در آستارا به راه افتاده است.
شاید در ابتدا، کمی عجیب به نظر برسد که چرا نماینده سابق اردبیل باید کاندیداتوری خود را از آستارا اعلام کند اما همانگونه که گفته شد، هنگامی که عده ای بر خلاف نظر مردم، معتقد هستند کاندیداهای برخاسته از شهرستان تالش را باید به مجلس بفرستند و قصد دارند فردی غیربومی را نماینده شهرستان کنند، پس چه بهتر که این فرد غیربومی، منافعی در شهرستان نداشته باشد و حتی خارج از استان گیلان باشد. چون اگر بنا به گیلانی بودن نماینده آستاراست، خود آستارا به اندازه کافی، کاندیدا دارد و نیازی به مراجعه به شهرستان تالش نیست. این که فرماندار آستارا، اهل جوکندان تالش بوده، تأثیر بسیار بدی در جامعه داشته و بدتر از آن، پس از دو سال خالی بودن پست مهم معاونت(!!!) نهایتا ایشان معاون سیاسی و اجتماعی خود را از یکی از شهرستان های مرکزی گیلان انتخاب می کند که جای تعجب بسیار دارد. طنز روزگار آن که فرماندار سابق (و مدعی فعلی انتخابات مجلس) که طرفدارانش با لگدمال کردن آرمان های بسیج، او را بسیجی و اصولگرا می خوانند نیز اهل خطبه سرای تالش است.
عبارت "مهندسی انتخابات" عبارتی بود که فتنه گران برای خدشه وارد کردن به شورای نگهبان و از بین بردن اعتماد عمومی در سال 1388 به کار بردند پس استفاده از این عبارت، ممکن است سوءتفاهماتی را به وجود بیاورد اما حقیقت آن است که عده ای قصد دارند فضای سیاسی شهرستان را مهندسی کرده و به سمتی سوق بدهند که فرد موردنظر خود، به راحتی کرسی مجلس را تصاحب کند. اما از آن جایی که هیئت نظارت بر انتخابات شهرستان، دلسوزانه در حال فعالیت می باشد انشاءالله جلوی اینچنین اقدامات گرفته خواهد شد تا این بار فردی از آستارا، نماینده مردم آستارا باشد و تلخی انتخابات مجلس نهم تکرار نشود.
پی نوشت: بدون شرح!

والعاقبة للمتقین