سخنرانی شهید دیالمه در مورد زهرا رهنورد

شهید دکتر عبدالحمید دیالمه.متولد سال1333،جوان ترین نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی بود.وی در عین جوان بودن،علی رغم مسن ترین هایی که سوابق درخشان مبارزاتی نداشتند،شاه کلید مبارزات جوانان مشهدی به شمار می رفت.

متن زیر بخشی از آخرین سخنرانی شهید دیالمه است که حدود یک هفته پیش از شهادت ایراد نموده بود:

همین الان هم هزاران نفر داد می زنند ولی به دلیل اینکه معروف نیستند کسی حرفشان را گوش نمی کند،زمان بنی صدر هم ما می گفتیم ولی کسی حرفمان را گوش نمی کرد.

الان هم من صلاح نمیدانم طرح کردن افرادی را که معتقدم این سیستم فکری را در جامعه پیاده میکنند و الا اگر صلاح بدانم هیچوقت تابع جو نمی شوم.

همانطور که آن زمان افرادی با شیوه فکری ما مخالف  بودند و همه می گفتند که این مطالب را نباید بگویی،معتقد بودم که درست است و گفتم و مراحل بعدش را هم ادامه دادم.

همین الان افرادی برای بعضی وزراتخانه ها کاندیدا هستند که به اعتقاد من خط فکریشان درست نیست.

ولی متاسفانه نمی توانم کاری کنم.فقط می توانم به اندازه یک رای مخالف به آنها بدهم.کار دیگری نمی توانم بکنم.

یکی از نمونه هایش را که می توانم به شما می گویم و آن هم آقای موسوی است.

سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی،اعتقادم بر این است که خط فکری او،خط فکری جنبش مسلمانان مبارز و پیمان است.

البته نمی خواهم بگویم عضو آن سازمان است ولی خط فکریش همان است و اگر رجوع بکنید به روزنامه میبینید که در خیلی از جاها این خط مشی را طی میکند.

اینها را من از دید حزب نمیبینم.بلکه من اینها را فقط از پایگاه ایشان میبینم.والا هیچکدام از اینها را نه به حساب حزب می گذارم و نه به حساب سران حزب می گذارم و نه به عنوان نیروی مخلص و معتقد و مومنی که درون  حزب هستند

.بلکه شخصا به حساب خود ایشان می گذارم و اگر در اینجا می گویم به این دلیل است که مکرر در جلسات حزب گفتم و ضبط هم شده و اگر نوارش را از بین نبرده باشند،دارند.

موضع گیری های وزنامه در بعضی از موارد،کم و بیش موضع گیری روزنامه امت است.

به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ میکند،اما حتی یک خط،خوب دقت کنید،حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد.بروید روزنامه های آن زمان را ببینید.

اگر شما یک خط در روزنامه،قبل از سالگرد آیت الله کاشانی و بعد از سالگرد آیت الله کاشانی آوردید من اسمم را عوض میکنم.بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه علیه مصدق صحبت کرد،مقاله علیه آقای فلسفی را کدام روزنامه نوشت؟سرمقاله ای نوشت به اسم خیابان مصدق و شدیدا آن را کوبید به این بهانه که اختلاف انگیز است.

یک شب که من در حزب صحبت کردم و این موارد را گفتم،بعد از من آقای موسوی آمد و از خودش دفاع کند.

گفت:ما اینها را نمی پذیریم به دلیل اینکه ما نمیخواهیم شیوه های آناکرونیستیکی را در ایران دوباره ایجاد کنیم.

البته لفظ را اشتباه به کار می برد،ولی من آن برداشتی را که او از این لغت داشت حالا می گویم و الا معنایش این نیست.

برداشتش این بود که شیوه های آناکرونیستیکی یعنی اینکه ما یک چیزی را که در تاریخ اتفاق افتاده مجددا بیایم تطبیق کنیم بر تاریخ فعلی.

مثلا اگر یک کاشانی و مصدق آن زمان بوده،حالا بیایم الان هم یک مصدق و کاشانی طراحی کنیم.برداشتش از این لغت این بود.

اخیرا که امام در مورد مصدق این صحبت ها را کرد و گفت که او هم مُسلِم نبود و اینها تفاله های او هستند و حتی امام در صحبت دیروزش می گوید اینها مثل مصدق می خواهند رفراندوم انجام دهند و این اندازه مصدق را می کوبد و آن تجلیل را از آت الله کاشانی می کند،برای آقای موسوی پیغام فرستادم که بر خلاف آن دیدی که شما داشتید،امام هم مثل اینکه آناکرونیستیکی فکر میکند.

البته ایشان سابقه های قبلی هم در گروهای منفی داشته است.از جمله بودنش در روه نخشب به همراه پیمان.پیمان،سامی و او هم  در باند نخشب بودند.

پیمان گروه جنبش مسلمانان مبارز را درست کرد.سامی گروه جاما را درست کرد و ایشان هم به ظاهر می گوید من مستقل هستم،ولی در واقع همان شیوه فکری را دارد و به اعتقاد من دقیقا در داخل روزنامه هم همین شیوه فکری را اِعمال کرده است.

علاوه بر موضع گیری ایشان من موضع گیری خانمش را هم نمی پسندم،نظر من نیست،نظر اسلام است.یک مشت مزخرفاتی را به هم بافته به اسم اسلام.زهرا رهنورد همان کسی که کتابهایی مثل طلوع زن مسلمان،همگام با یوسف،قیام موسی و هرچه از اینها توانسته به هم بافته است.او هم زیاد سابقه مسلمانی ندارد اماحالا چطور شد که مفسر قرآن شد معلوم نیست.یعنی دنیا معلوم نیست دست کیست؟

هرکسی در عرض یکسال مفسر قرآن می شود و کسی هم نیست تا جلوی ما را بگیرد که اینها را از کجا می گویی؟

در همین کتاب«طلوع زن مسلمان»(ر.ک:طلوع زن مسلمان،ص20و25،زهرا رهنورد،نشر محبوبه)جملاتی که مربوط به نهج البلاغه علی(ع) است را به فارسی نوشته،بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون بر علیه زن،آن ها را کوبیده است.

هر کسی هم می خواند متوجه نمی شود که اینها عین متن نهج البلاغه است،می گوید این مرتجعین عجب چیزهای مزخرفی گفتند...خیلی از شماها اینها را میبینید و می گویید وقتی یک زن اینها را نوشته،حتما خیلی خوب نوشته است.

مخصوصا اینکه در جاهای مختلف هم به عنوان متفکر اسلامی با او مصاحبه می کنند.در تلویزیون می آید در مسائل زن بحث می کند...

اما با این شخصیت ها چه می شود کرد؟

وقتی برنامه الان اینطور است که آقای موسوی بشود وزیر امور خارجه، من چه بگویم؟

هرچه هم که داد بزنم صدایم به جایی نمی رسد.

مجبورم فقط یک رای مخالف بدهم.   

زمان سخنرانی: شب هفتم شهید چمران

مورخ پنجم تیرماه سال 1360-دو روز قبل از شهادت

 

6،6 مگابایت/بافرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم +

 

100 مگابایت/ با فرمت Mpg

دانلود کلیپ تصویری غیرمستقیم  +

قطعنامه‌اي كه "جام زهر" بود

مقدمه
بی‌شک یکی از حساس‌ترین نقاط تعیین کننده در تاریخ پرفراز جمهوری اسلامی ایران، اعلام پذیرشِ قطعنامه از سوی بنیان‌گذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (رحمت‌الله علیه) می باشد. متنِ کلماتی که امام(ره) در این باره ایراد فرموده اند، از همان هنگام تا به امروز با اصطلاح ِ مشهور «نوشیدن جام زهر»، عجین و همراه گشته است به گونه ای که اذهان ایرانیانِ معاصر، به محض مواجه با این اصطلاح، «پذیرش قطعنامه» را تداعی می کند.

در خصوصِ این متنِ تاریخی و اثرساز، همیشه دو نکته برای نگارنده عجیب و مورد سؤال بوده است:

نکته‌ی نخست این که چرا هیچ گاه محققان و یا رسانه ها به این امر اشاره نمی کنند که مراد و مقصودِ حضرت امام (قدس سره) از استخدامِ این معنای ویژه و خاص چه بوده است؟ و چرا در میان هزاران واژه ای که امام(ره) می توانست برای ابراز ناخرسندیِ خود استخدام فرماید واژه های ِ به خصوصِ« جام زهرآلود» را برگزیده اند؟

آیا این معنا، اصطلاحی خودآفریده و ابتکاری ادبی از سوی امام بوده است و یا این که «جام زهر» پیشینه ای خاص و یا حکایاتی ویژه داشته است؟

آیا در این اصطلاح، تلمیحی نهفته است که ناظر به واقعه ای تاریخی و مسبوق به سوابقی معروف است که نزد اهل فن دارای معانی ویژه و روشن است؟

نکته‌ی دوم این که حضرت امام در متنِ کلماتِ خود،  در جای دیگر می فرمایند «از زهر کشنده تر». اگرچه این مفهوم شدیدتر و عمیق تر از معنای «جام زهرآلود» است و از شدت و حدت بیشتری برخوردار است و امام (قدس سره) نیز بیشترین تأکید را با به کارگیریِ اصطلاحِ «از زهر کشنده تر» بیان فرموده اند اما عجیب است که چرا در میانِ عامه‌ی مردم جای خود را نگشوده و از سوی رسانه ها نیز بر آن تاکیدِ کافی نشده است. حال آن که کلماتِ «از زهر کشنده تر» درونِ همین متن و در کنارِ جام زهرآلود ایراد شده است.

اما مهم ترین ویژگی در بابِ این متن، که همگان به اتفاق بر آن اذعان دارند، رازآلود بودنِ متنِ کلام و شرایطِ روحیِ صاحبِ متن در حینِ نوشتنِ آن می باشد، امری که تا به امروز در طیف های مختلف سیاسیون و غیرهم محل اختلاف و تضارب آراء بوده است.

به راستی امام رحمت‌الله علیه تحت چه شرایطی نوشیدنِ این جام را پذیرفتند؟ این بزرگ‌ترین پرسشی است که در خصوصِ این متن، بوده و معرکه ای وسیع جهت جولان نظرات متنوع را خلق کرده است.

سِرّ رازآلود بودنِ این متنِ پیچیده، نیز در استخدامِ انواعی از جملات است که نشان از خودداری ِ حضرت روح الله(ره) از بیان برخی حقایق دارد. به عنوان مثال در آن جا که می فرماید: «در مورد قبول قطعنامه... به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد» اذهانِ عادی‌ترین افرادِ جامعه نیز کنجکاو می شود که چه حوادث و عواملی بوده است که امام از ذکر آن خودداری فرموه اند؟

حضرت امام با هوشیاری و زیرکیِ عالمانه، پاسخ به این پرسش و پرسش های دیگری از این قبیل را در کلیدی ترین واژه‌ی همین متن نهفته و آن را به مثابه یک «شاه کلید»، پیش چشم همگان گذارده اند اما چه عجیب است که هیچ کس تا به امروز این کلید را از زمین برنداشته و قفلِ این متن را نمی گشاید؟

«شاه کلید»ی که قفلِ این متنِ رازآلود را به سادگی می گشاید، همان اصطلاحِ جامِ زهرآلود است که توسط صاحبِ اصلیِ متن، درون ِ مجموعه کلمات به گونه ای گنجانده شده است که به سبب تمایز و نا همگونی خاصش با جنسِ کلماتِ دیگرِ متن، همچون یک شیءِ بلورین و براق در میانِ خرمنی از اشیای دیگر برق می زند و چشم ها را به خود خیره می کند.

شاهدِ این مدعا آن که، همین انتخابِ ادبیِ دقیق و به کارگیریِ فکورانه ی عنصرِ «تمایز» باعث شده تا توجه و تمرکز همگان بر این دو واژه،جلب شده و ناخواسته «نوشیدنِ جام زهر» معروف ترین کلمات این متن گردیده اند. لذا در رمزگشاییِ این متن، پیش و بیش از هر چیز باید محققان دست به رمزگشایی این کلمات می زدند که متأسفانه نگاه دقیق ادبی و تاریخی به معنا و سوابقِ نهفته در این اصطلاح نشده است.

در مقاله‌ی حاضر، نگارنده پس از رمزگشاییِ ادبی تاریخی از این معنای خاص، کلِ متن را واژه کاوی و روان پژوهی کرده و آنالیزِ واژگانِ این متن را نیز تقدیم محضر خوانندگان خواهد کرد.

تلمیحِ «جام زهرآلود»

1- تلمیح، یکی از صنایع ادبی است که نگارنده و یا گوینده‌ی سخن با کلماتی به واقعه ای تاریخی و یا رویدادی که پیشینه‌ی معروف دارد، اشاره می کند تا وضعیت موردِ نظرِ خود را در تطابقِ با همان واقعه بیان نماید. مثلاً «برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن» یک تلمیح است به واقعه ای که توسط اسکندر مقدونی رقم خورده است. صنعتِ تلمیح، برای اشاره به آیات، روایات، احادیث و یا گفته ها و آثار ادبی گذشتگان نیز به کار می رود.

2- نویسنده‌ی این متن، رهبری است سیاسی مذهبی که دانش آموخته‌ی حوزه های علمیه است و لذا به خوبی بر تاریخ شیعه و تاریخ فلسفه مسلط است و در این زمینه ها تحصیل و تدریس کرده، لذا تک تک واژگان و ادبیاتی که به کار می گیرد، ناظر به ادبیات و واژگانی است که در این جغرافیایِ علمی از سرزمینِ دانشِ ایران اسلامی جاری و ساری است.

حال باید پرسیده شود که آیا «جام زهرآلود» نیز تلمیح است یا این که هیچ پیشینه‌ی تاریخی نداشته و امام(ره) شخصاً این اصطلاح را خلق کرده واین کلمات یک «ابداعِ ادبی» است؟

پاسخ به این پرسشِ ساده، اصلی ترین نکته ای است که نزدِ اصحابِ نظر مغفول مانده است و به عقیده ی نگارنده اگر کسانی هم که به آن توجه داشته اند بنا به ملاحظاتی نامعلوم، آن را بیان نکرده‌اند.

و پاسخِ این پرسشِ بسیار اساسی این است که: «آری! جام زهرآلود، یک تلمیحِ بسیار مشهورِ تاریخی است».

پیشینه‌ی تاریخیِ جام زهرآلود در تاریخ ادبیات و تاریخ ِ فلسفه‌ی جهان:

این نکته‌ی بسیار مهمی است که حضرت امام در جایگاهِ یک مدرسِ حوزه، با وقوفِ کامل بر ظرایفِ نگارش ادبی و دقایقِ تاریخ فلسفه و تاریخ شیعه، اصطلاحی را به کار گرفته است که دارای سوابقی کاملاً روشن و مشهور است و به همان صورت که کلماتِ «جام زهرآلود» در لابه لای کلماتِ متن، بسیار چشمگیر و متمایز، خود را نشان می دهد، سابقه‌ی تاریخیِ «جامِ زهرآلود» نیز در میان وقایع تاریخِ ادبیاتِ جهان و نیز تاریخِ مذهبِ شیعه بسار متمایز و روشن است و این اصطلاح، کلماتی نیست که حضرتِ امام (قدس سره) رأساً به کار گرفته و خود ابداع کرده باشند. بلکه اصطلاحی است که کاملاً مسبوق سابقه بوده و نه تنها نزدِ شیعیان بلکه نزدِ همه ی اقوام و مللِ جهان شهرت تاریخی و معنای ویژه و خاصِ خود را دارد. لذا غیرقابل قبول است که به مفاهیمِ تاریخی و تلمیحات صریحی که امام رحمت‌الله علیه در این معنا استفاده نموده است توجه نکنیم و تلاشی را که ایشان در بیانِ عالمانه و زیرکانه ی مطلب داشته اند بی نتیجه گذاریم.

 اگر این عالمِ محقق، با زبان و ادبیاتی عالمانه شرایط خود را در هنگامِ پذیرشِ قطعنامه به ما گوشزد کرده، تکلیفِ ما این است که حقِ مطلبِ ایشان را ادا نموده و با کنکاشی ساده، منظور او را از متنِ این کلمات دریابیم که اگر جز این کنیم کفرانِ نعمت و بی توجهی به پیامِ روشنِ ایشان است.

ادامه نوشته

ملاقات محرمانه محمدرضاخاتمي و مهدي‌هاشمي در آلمان

محمدرضا خاتمي كه اخيراً با همسرش به آلمان سفر كرده بود، ملاقات محرمانه‌اي با مهدي هاشمي رفسنجاني داشته است.

به گزارش رجانيوز، بنا به گفته چند تن از افراد مورد وثوق خارج از كشور، ديدار محمدرضا خاتمي و مهدي هاشمي كه ساعتي طول كشيده است اما از مطالب مطرح شده در اين ديدار، اطلاعي در دست نيست.

زهرا اشراقي همسر محمدرضا خاتمي وي را در اين ديدار همراهي كرده است و دختر و داماد خاتمي نيز كه ساكن انگليس هستند، به آن‌ها در آلمان ملحق شده‌اند.

گفته مي‌شود كه خاتمي در اين سفر، يك واحد منزل مسكوني را در مونيخ آلمان خريداري كرده است.

محمد رضا خاتمي هفته گذشته در گفت‌وگو با روزنامه شرق، زندگي در جامعه ايران را به‌دليل آنچه كه وي مقاومت بسيار زياد در برابر تغییر و تحول‌خواهی مي‌خواند، سخت خوانده بود.

مهدي هاشمي از مرداد ماه سال گذشته از كشور خارج شده و علي‌رغم تأكيد مقامات قضايي و اطلاعاتي كشور مبني بر بازگشت به ايران و پاسخگويي به اتهاماتش در خصوص حوادث پس از انتخابات، از اين اقدام خودداري كرده است.

وزير اطلاعات چندي پيش تأكيد كرد كه حكم جلب مهدي هاشمي صادر شده است.

انتقام به سبک اپوزيسیون!

حواشی دیدار رهبر انقلاب با هنرمندان ادامه دارد
انتقام به سبک اپوزيسیون!

رجانيوز: وقتی دوازدهم تیرماه هنرمندان صدا و سیما از هر قشر و تفکری به دیدار رهبر معظم انقلاب شتافتند و درد دل‌هایشان را با ایشان در میان گذاشتند، کمتر کسی تصور می کرد که این دیدار تا این حد مورد توجه قرار گیرد. رهنمودهای دقیق و راهگشای مقام معظم رهبری که نشان از تسلط کامل ایشان بر مسائل و مشکلات حوزه‌ی فرهنگ و رسانه‌ی کشور داشت و سعه‌ی صدر ایشان در شنیدن درد و دل‌های صمیمی هنرمندان که حتی  به ناتمام ماندن بیانات ارزشمند ایشان منجر شد، هنرمندان حاضر در این دیدار را به شگفتی واداشت تا جایی که عموم این هنرمندان بعد از اتمام این جلسه، در اظهاراتی به این موضوع اشاره کردند. اما این اظهار ارادت هنرمندان محبوب کشورمان به مقتدای خویش و همچنین حضور برخی از این هنرمندان با وجود وضعیت جسمی نامناسب، چندان به مذاق جریان اپوزيسیون خوش نیامد و پروژه‌ی انتقام گیری از برخی از هنرمندان حاضر در این جلسه کلید خورد.

در گام نخست، برخی از سایت‌ها مانند بالاترین و زمانه شروع به فحاشی مستقیم به برخی از این هنرمندان کردند و پرده ای دیگر از پوچ بودن شعار آزادی بیانشان را به نمایش گذاشتند. شدت این فحاشی‌ها به حدی بود که هر کسی با هر سطح تفکری با دیدن این آنها، متوجه شدت خشم گردانندگان خارج نشین این رسانه ها از این دیدار و اظهارات هنرمندان می‌شد.

در ادامه بی بی سی فارسی دست به کار شد و به تخریب چهره‌ی بعضی از این هنرمندان مشغول گردید. این شبکه‌ی بریتانیایی مسلک که نشان دادن عکس سه در چهار زهرا رهنورد را در جریان مناظره های قبل از انتخابات از سوی محمود احمدی نژاد بی ناموسی می دانست و مانور بسیاری هم بر این موضوع می‌داد، با فراموش کردن این ژست متظاهرانه، اقدام به نشان دادن تصاویر نامناسب قبل از انقلاب برخی از این هنرمندان کرد تا این دیدار و اظهارات بعد از آن را کمرنگ کند و آن را در حد یک چاپلوسی و حتی خیانت به وطن تنزل دهد. بدین ترتیب آبروی برخی از این هنرمندان به راحتی و به جرم اظهار ارادت به رهبر انقلاب در بی بی سی فارسی به حراج گذاشته شد تا به زعم اتاق فکر این سایت ها و شبکه ها، حساب کار دست هنرمندان دیگر بیاید و از این پس به فکر چنین دیدارهایی نباشند! 

اما این نخستین باری نیست که جریان‌های تمامیت طلب اپوزيسیون داخلی و خارج از کشور، دست به چنین اقدامات انتقام جویانه‌ای از هنرمندان می زنند. فرهاد جعفری نویسنده‌ی رمان پرفروش کافه پیانو از جمله کسانی است که طعم چنین اقداماتی را پیش از این چشیده است. جعفری اگرچه خود را سكولار مي دانست، با نگاهي عدالتخواهانه به حمایت از محمود احمدی نژاد پرداخته بود. اما گویا عده‌ای که قابیلت هضم موضوع به این سادگی را هم نداشتند و فقط برای حامیان جریان مطبوع خویش حق اظهار نظر قائل بودند، به قصد انتقام از وی و البته ترساندن دیگر هنرمندانی که قصد چنین اظهارنظرهایی را داشته باشند، خبری را مبنی بر پس فرستادن نسخه‌های خریداری شده‌ی کتاب کافه پیانو از سوی برخی از خوانندگان آن به صورت يك جریان رسانه‌ای و تبلیغاتی منتشر كردند. اما چیزی نگذشت که نشر چشمه (ناشر کتاب) اعلام کرد که فقط پنجاه نسخه از کتاب مرجوع شده است و بر خلاف خبرهای این سایت ها، ارجاع گسترده‌ی این کتاب را از سوی خوانندگان کاملا تکذیب کرد.

مشابه اين ماجرا براي محمد رضا شریفی نیا نيز پيش آمد. اوج حملات به وي هنگامی بود که او در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد شرکت کرد. بعد از این حضور، سایت‌های مذکور به شدت از خجالت او و دیگر هنرمندانی که در این مراسم شرکت کرده بودند درآمدند. کار به جایی رسید که خبرهایی مبنی بر هو شدن شریفی نیا و خانواده اش در یک کنسرت نیز منتشر شد.

اینگونه برخوردها به خوبی بیانگر آن است که آستانه‌ی تحمل این جريان به حدی پایین است که در برابر یک اظهار نظر ساده یا اقدامی که به مذاق آنها خوش نیاید و با افکارشان هماهنگ نباشد، به احمقانه ترین شکل ممکن موضع گیری می کنند و حتی متوسل به دروغ و توهین می‌شوند. این در حالی است که همین جریان در حال بهره کشی حداکثری از برخی از هنرمندان فراری خارج از کشور است؛ تا جایی که مخملباف برای ادامه‌ی زندگی در اروپا مجبور است هر از گاهی بیانیه منتشر کند و در کنفرانس‌های مطبوعاتی با موضوعات سیاسی شرکت نماید و گوگوش - مطرب و رقاصه فراری از کشور-  در تجمع های مربوط به جنبش سبز شرکت کرده و حتی اقدام به اعتصاب غذا هم می‌کند. اینگونه است که جریانی که به هنرمندان به چشم یک آلت دست برای بازی‌های سیاسی می‌نگرد، با انجام چنین دیدارهایی که همراه با حفظ کرامت انسانی هنرمندان و حاکی از صداقت آنهاست، این چنین دستپاچه می‌شود. به هر حال تجربه نشان داده است که چنین اقداماتی موفق نبوده و هنرمندان فهیم ایرانی فارغ از جوسازی‌های سیاسی، در راستای خدمت به وطن اسلامی خویش به کار خود ادامه خواهند داد.

صوت‌ و‌ فيلم: بررسی‌ ابعاد شخصیتی‌ رهبر انقلاب ‌با سخنرانی حضرات آيات مصباح، مؤمن و راشد

ولایت فقیه با ایفای مسولیت زعامت امر و امامت امت، بی شک یکی از مهمترین عوامل حفظ و حرکت رو به رشد نظام اسلامی به عنوان پایگاه انقلاب اسلامی بوده و خواهد بود.موسسه امام خمینی (ره) پس از پرداختن به حیات وشخصیت حضرت امام خمینی (ره) ،به عنوان تجسم اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و تبلور انقلاب اسلامی ،کوشید در همایشی با عنوان «آب،آئینه و آفتاب» به بررسی «ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبری امام خامنه ای»بپردازد. در این همایش حضرات آیات مومن ، مصباح یزدی و نیز حجت الاسلام و المسلمین راشد یزدی به سخنرانی و نقل خاطراتی از سیره و منش معظم له پرداختند.فتیان فیلم و صوت سخنرانی های ارائه شده در این همایش را تقدیم می کند.

سخنرانی و نقل خاطرات حجت السلام والمسلیمن راشد یزدی

حجت الاسلام راشد یزدی پس از بیان مقدمه ای با این جمله که «با اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در معرض شهادت قرار گرفتند، اما خواست و مشیت الهی این ذخیره را برای انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران نگه داشت. » افزود:« در علم و معلومات مقام معظم رهبری هیچ شک و شبهه ای نیست، اما مسائل سیاسی باعث شده که برجستگی علمی ایشان پنهان بماند. » ایشان در این سخنرانی با اشاره به خاطراتی ناگفته از  زندگی فردی و دیدار ها و فعالیتهای فرهنگی،اجتماعی و سیاسی معظم له ،به عنوان نمونه به نقل خاطرات خود از ازدواج های فرزندان رهبر معظم انقلاب اشاره کرده و می گویند:«بنده در تمامی ازدواج های فرزندان رهبر معظم انقلاب شرکت کردم،در این مراسم ها بزرگان و مسؤولان عالی رتبه کشور نیز حضور داشتند اما رهبری به میهمانانشان تنها یک نوع غذای ساده داده اند و ازدواج فرزندان رهبر بسیار ساده برگزار شده است.»

صوت کل سخنرانی: با کیفیت 8kbps و اندازه 2.68مگابایت - با کیفیت 18kbps و اندازه 6مگابایت - با کیفیت48kbps و با اندازه 16مگابایت 

فیلم سخنرانی قسمت اول با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 2.5مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه7.6مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه16مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 4.3مگابایت

فیلم سخنرانی قسمت دوم با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 3.6مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه11مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه24.7مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 7.04مگابایت

فیلم سخنرانی قسمت سوم با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 2.6مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه7.9مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه17.07مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 4.3مگابایت

فیلم سخنرانی قسمت چهارم با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 3مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه9.2مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه20.4مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 6مگابایت

سخنرانی و نقل خاطره آیت الله مومن

آیت الله مومن با اشاره به اواخر دوران عمر پربرکت امام خمینی رحمت الله به نحوه انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای  به عنوان رهبر انقلاب اشاره کرده و تصریح کرد:«بنده از گذشته نیز با آیت الله خامنه ای ارتباط داشته ام و زهد و خشوع و تقوای ایشان پس از انتخاب هیچ فرقی نکرده و حتی بیشتر از دوران گذشته نیز شده است.»ایشان با گریزی به حوادث اخیر  گفت:«مقام معظم رهبری بسیار بزگوار هستند و در خصوص برخی شیطنت ها که از سوی فریب خوردگان اتفاق می افتد با سعه صدر کامل رفتار می کنند. »

صوت کل سخنرانی: با کیفیت 8kbps و اندازه 2مگابایت - با کیفیت 18kbps و اندازه 4.8مگابایت -با کیفیت48kbps و با اندازه 12.9مگابایت 

فیلم سخنرانی قسمت اول با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 3.3مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه9.4 مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه20.24مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 6.12مگابایت

فیلم سخنرانی قسمت دوم با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 2.9مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه8.9مگابایت -کیفیت 256kbps واندازه19.8مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 4.9مگابایت

فیلم سخنرانی قسمت سوم با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 3مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه 9مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه20مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 5.8مگابایت

سخنرانی آیت الله مصباح یزدی

علامه مصباح یزدی در سخنان کوتاه خود ضمن تقدیر و تشکر از مدعوین با اشاره به اینکه هر عاقل منصفی در اینکه وجود آیت الله خامنه‌ای ادام‌الله‌ظله‌ نعمت است، شک ندارد،فرمودند« بعد از غیبت کبری یکی از بالاترین و بزرگ‌ترین نعمت‌هایی که خداوند بر مسلمانان مرحمت فرموده است، نعمت وجود حضرت آیت الله خامنه‌ای است».ایشان با نقل داستانی از آیت الله اراکی خاطر نشان کردند:«وظیفه ما در برابر کسی که لحظه‌لحظه عمرش برای میلیون‌ها نفر سودبخش و مایه برکت است، بسیار سنگین است».

صوت کل سخنرانی: با کیفیت 8kbps و اندازه 500کیلوبایت - با کیفیت 18kbps و اندازه 1.2مگابایت - با کیفیت48kbps و با اندازه 3مگابایت 

فیلم سخنرانی با فرمت wmv: کیفیت 56kbps و اندازه 2مگابایت - کیفیت 100kbps و اندازه6.2مگابایت - کیفیت 256kbps واندازه13.7مگابایت - با فرمت موبایل (3gp) و با اندازه 5.7مگابایت

تلویزیون انگلیسی

BBC يا همان British Broadcasting Corporation به معناي «بنگاه سخن‌پراکني بريتانيا» در 18 اکتبر سال ۱۹۲۲ تأسيس و پنج سال بعد يعني در سال ۱۹۲۷ پس از دريافت پروانه سلطنتي از سوي حکومت وقت بريتانيا، تبديل به يک شرکت دولتي شد. در حال حاضر نيز بي‌بي‌سي يک شرکت دولتي نيمه خودمختار است که توسط يک «هيأت امنا» اداره مي‌شود. ادعاي مديران بي‌بي‌سي اين است که اين شرکت تحت هيچ گونه نفوذ تجاري و سياسي نيست و تنها به مخاطبان خود پاسخگو است؛ زيرا بودجه تمام بخش هاي آن غير از «بخش جهاني»، از هزينه‌اي که مردم بريتانيا براي تماشاي تلويزيون مي‌پردازند تأمين مي‌شود اما بودجه بخش جهاني بي‌بي‌سي رسماً توسط وزارت امور خارجه انگليس تأمين مي‌شود. زمينه فعاليت اين بنگاه خبري، راديو، تلويزيون و اينترنت است. بخش جهاني از نظر اداري زيرمجموعه دستگاه ديپلماسي لندن به شمار مي‌رود و سياست‌هاي کلان آن همواره تحت نظارت مسئولان دولتي يا نمايندگان آنان قرار دارد. البته امروزه مسئولان شبکه جهاني بي‌بي‌سي ترجيح مي‌دهند نام پيشين بخش بين‌الملل اين شبکه يعني «سرويس امپراتوري بي بي سي» (BBC Empire Service) را به خاطر مخاطبان خود نياورند يا آن را اين گونه توجيه کنند: «اين نام نه براي پيشبرد اهداف امپرياليستي که براي متحد کردن مردم انگليسي زبان کشوري که در آن زمان امپراتوري بريتانيا ناميده مي‌شد، انتخاب شده بود.» از اين رو گردانندگان بخش جهاني بي بي سي، از سال ۱۹۸۸ نام جديد «سرويس جهاني بي بي سي» را جايگزين آن کرده‌اند. گرچه مسئولان بي‌بي‌سي اصرار بر استقلال سرويس جهاني خود دارند اما براي تصويب و اجراي برنامه‌هاي گوناگون، نيازمند ارائه طرح هاي خود به مسئولان قانونگذاري و اجرايي و بررسي و تأييد مستقيم پارلمان از طريق بخش ديپلماسي عمومي کميسيون خارجي و وزارت خارجه آن کشورند. بنابراين به نظر مي‌رسد توليد و پخش برنامه‌هاي بخش خارجي بي‌بي‌سي در راستاي «ديپلماسي عمومي» انگليس انجام مي‌شود. ديپلماسي عمومي شيوه‌اي نوين در راستاي تحقق سياست خارجي کشورهاست که در آن بر ارتباط بي واسطه و تأثيرگذاري بر افکار عمومي ملت‌ها به جاي رابطه با دولت‌ها براي پيشبرد اهداف و منافع يک کشور تأکيد مي‌شود. تعريف پايگاه رسمي اينترنتي وزارت خارجه بريتانيا از ديپلماسي عمومي، «دستيابي به اهداف سياسي از طريق کار با عموم مردم در کشورهاي خارجي» است. اين روش هزينه اجراي تصميمات و پيگيري منافع را در مقصد به حداقل مي‌رساند و سد مقاومت ها را در برابر «ديگران» يا «بيگانگان» مي‌شکند. در اين ميان، رسانه‌هايي که مخاطباني بيرون از مرزهاي جغرافيايي يک کشور دارند، بيشترين کمک را به پيشبرد منافع ملي خواهند داشت.

راديو بي‌بي‌سي و تاريخ معاصر ايران
اهميت استراتژيک ايران در منطقه خاورميانه و نقش ارتباطي آن ميان کشورهاي درگير در جنگ جهاني دوم سبب شد تا بي بي سي، اولين گام براي تأثيرگذاري بر وضعيت سياسي ايران را با تأسيس يک راديوي فارسي زبان بردارد. راديوي فارسي بي‌بي‌سي، در سال 1319 و در اوايل جنگ جهاني دوم به منظور رقابت با راديو فارسي زبان برلن که توسط آلمان‌ها تأسيس شده بود، راه‌اندازي شد و آماج برنامه‌هاي خود را به سود پادشاهي بريتانيا و ضد حکومت ناسيونال سوسياليست آلمان گذارد. البته سابقه پخش برنامه فارسي از راديو
زير نظر بريتانيا به راديو فارسي دهلي
برمي گشت که در آن زمان سر شاپور ريپورتر، کارشناس جنگ رواني آن محسوب مي‌گرديد. باتوجه به نگراني بريتانيا از نفوذ تبليغاتي آلمان در ايران، ۳ ماه پس از آغاز جنگ جهاني دوم ضرورت تأسيس بخش فارسي بي‌بي‌سي به لندن گزارش شد.
۴۰ روز بعد اين پيشنهاد، تأييد و ابلاغ شد که وزارت خارجه و خزانه داري، بودجه لازم را براي تأسيس بخش فارسي آماده کرده‌اند. بي‌بي‌سي فارسي از ابتداي تأسيس تا پايان تابستان ۱۳۲۰ درگير کارزار بي وقفه‌اي براي بدبين کردن ايرانيان نسبت به آلمان هيتلري و توجيه و آماده کردن افکار عمومي براي اشغال ايران بود. نقطه عطف فعاليت راديو بي‌بي‌سي فارسي در دوره پيش از انقلاب اسلامي را مي‌توان شرکت در کودتاي 28 مرداد 1332 دانست. در يکي از برنامه‌هاي راديو بي‌بي‌سي، در نيمه شب روز 24 مرداد پيام رمزي براي شاه ايران ارسال شد که حاکي از حمايت بريتانيا از کودتا عليه دولت محمد مصدق بوده است. در اين روند، رمز عمليات آژاکس با عنوان «اکنون دقيقاً نيمه شب است» به جاي «اکنون نيمه شب است» از راديو بي‌بي‌سي اعلام شد. همچنين «سِر شاپور ريپورتر» از رهبران کودتاي ۲۸ مرداد که سابقه عضويت در سرويس جاسوسي بريتانيا (Intelligence Service) را داشته است، پس از اين کودتا در بخش فارسي راديو بي‌بي‌سي مشغول به کار شد. راديو بي‌بي‌سي همچنين در مورد مسئله مالکيت ايران بر جزاير سه گانه خليج فارس در زمان رژيم پهلوي نيز رسماً و علناً از موضع اعراب حمايت مي‌کرد؛ تا آن جا که آنتوني پارسونز سفير بريتانيا در تهران در گزارش نامه‌اي در مرداد ۱۳۵۴ که به شدت مورد اعتراض لندن واقع شد، به دخالت بي‌بي‌سي در امور کشورهاي خاورميانه براي تأثيرگذاري بر دولت ها اعتراف کرد و از مسئولان وزارت خارجه کشورش خواست از اعمال فشار و مداخله در کشورهاي خاورميانه از طريق سرويس جهاني بي‌بي‌سي خودداري کنند. البته نقش راديو بي‌بي‌سي در حوادث پيش از انقلاب اسلامي منحصر به اين مسئله نمي‌شود. از اواخر سال 1355 مقارن با زمامداري كارتر و تغيير راهبرد سياست خارجه امريكا و مجبور كردن شاه ايران به اعلام فضاي باز سياسي، لحن بي بي سي تغيير كرد و ابتدا با ملايمت و سپس با شدت بيشتر به انتقاد از كارهاي رژيم پهلوي پرداخت و در گفتارهاي خود خواستار برقراري دموكراسي و رعايت حقوق بشر در ايران شد. در همين زمان اخباري از نهضت اسلامي پخش مي شد كه رسانه ديگري آن را نقل نمي‌كرد. پخش اين اخبار در حالي كه بايكوت خبري شديد در داخل كشور حاكم بود، منجر به اين شد كه مردم به تدريج به گوش كردن اخبار بي بي سي روي آورند. برخي بر اين باورند که راديو بي‌بي‌سي در جريان انقلاب اسلامي بهمن ۱۳۵۷ نقش مؤثري در اطلاع رساني به مردم درباره اخبار سياسي ايران داشته است. اين نقش تا اندازه اي برجسته بوده که به تازگي مرکز اسناد انقلاب اسلامي به بازنشر کتاب «انقلاب ايران به روايت راديو بی بی سی» پرداخته است. پس از انقلاب، با افتادن راديو و تلويزيون (نيرومندترين و پرمخاطب ترين رسانه در ايران) به دست نيروهاي انقلابي و مسلمان و باتوجه به رويکرد مزورانه‌اي که بنگاه سخن پراکني بريتانيا در قبال تحولات داخلي و سياست خارجي جمهوري اسلامي در پيش گرفت، نام راديو فارسي بي‌بي‌سي نيز در شمار «راديوهاي بيگانه» قرار گرفت و عملاً مخاطبان گسترده خود را در ايران از دست داد و طبق نظر کارشناسان رسانه، با وقوع انقلاب اسلامي، سيطره رسانه‌اي بي‌بي‌سي در ايران به شدت آسيب ديد و تاثيرگذاري خود را از دست داد.

تلويزيون فارسي؛ گامي براي احياي امپراتوري بي‌بي‌سي
حدود 6 ماه مانده به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران، مقامات بي‌بي‌سي رسماً از شروع به کار يک تلويزيون فارسي زبان به منظور پوشش اخبار داخلي ايران خبر دادند. اين شبکه در روز ۲۵ دي ۱۳۸۷ يعني دقيقاً يک روز پيش از آغاز به کار رسمي ستاد انتخابات کشور، پخش برنامه‌هاي خود را به زبان فارسي روي ماهواره هاتبرد براي چند ساعت محدود در روز آغاز کرد. البته بي‌بي‌سي از مدت‌ها پيش به دنبال جذب نيروهاي توانمند رسانه‌اي در ايران بوده است. براي نمونه «مازيار بهاري» که مسئوليت بخش مستند‌هاي تاريخي اين شبکه را برعهده دارد، در قالب برگزاري دوره‌هاي آموزش مستندسازي در ايران، اقدام به شناسايي و جذب نيروهاي توانمند رسانه اي کرد. سفارت انگلستان در تهران نيز با استخدام بيش از حد متعارف نيروهاي محلي و دادن آموزش هاي لازم به آن ها کوشيد تا ضمن آمادگي براي اخلال در انتخابات، بازار شايعه هاي تبليغاتي بي‌بي‌سي را گرم نگه دارد. اين درست زماني است که از سوي رسانه‌هاي غربي زمزمه‌هايي در مورد احتمال تقلب در انتخابات ايران آغاز شده بود و طبيعتاً بي‌بي‌سي نيز در همين چارچوب فعاليت مي کرد. با داغ شدن بازار تبليغات انتخاباتي در ايران، فعاليت سرويس هاي اطلاعاتي انگلستان و امريکا شدت گرفت و بنا به اظهارات آقاي محسني اژه اي - وزير اطلاعات وقت - نفوذ به درون ستاد انتخاباتي برخي نامزدهاي انتخاباتي توسط عوامل آموزش ديده، محقق شد و برخي نامزدها در چنين جوي و با چنين مشاوراني، در هياهوي انتخابات، اجازه سوءاستفاده را به اين عوامل دادند. بودجه سالانه تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي ۱۵ ميليون پوند (۲۲ ميليون دلار) برآورد شده ‌است که بنابر اعلام مسئولان بي بي سي، اين مبلغ از سوي وزارت امور خارجه بريتانيا تأمين مي‌شود. مديريت بخش فارسي تلويزيون بي‌بي‌سي بر عهده «صادق صبا» است. وي حدود 20 سال در سرويس جهاني بي‌بي‌سي انگليسي فعاليت کرده و مدارج تحصيلي خود را نيز در دانشگاه هاي بريتانيا گذرانده است. صبا چند سال پيش سفري به ايران داشت و مستندي را با نام «A Taste Of IRAN» براي بي‌بي‌سي انگليسي تهيه کرد. ساير برنامه‌سازان تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي اغلب از ميان خبرنگاران و فعالان رسانه‌اي وابسته به طيف اصلاحات در ايران که به انگليس مهاجرت کرده‌اند، انتخاب مي‌شوند. علت اين امر القاي حس آشنايي مخاطب با گويندگان و مجريان اين شبکه عنوان شده است. البته يکي از مشکلات گريبانگير بي‌بي‌سي فارسي براي جلب نظر مخاطبان فارسي زبان، امکان نداشتن رهايي از خاطره ناخوشايند مخاطبان ايراني از گذشته نه چندان قابل دفاع اين شبکه و پرداختن صرف به آينده اي پرزرق و برق است. شبکه تلويزيوني بي‌بي‌سي فارسي براي جذب مخاطبان بيشتر و نشان دادن آشنايي و نزديکي خود به فرهنگ ايراني و فارسي، روش هاي گوناگوني را به کار مي گيرد.

براي نمونه شبکه تلويزيوني فارسي بي‌بي‌سي در اولين روزهاي آغاز به کار خود، کوشيد در برنامه‌هايش ذهنيت برخي ايرانيان را درباره «دست پنهان انگليس در سياست ايران» در چارچوب توهم توطئه بازخواني کند و عملاً تصويري قابل استناد و بي‌طرف از خود نزد مخاطبان بسازد که در ايران امروز به دنبال هيچ منفعتي جز به ارمغان آوردن صلح و حقوق بشر براي ايرانيان نيست.

انتقال از نشريات زنجيره‌اي به بي‌بي‌سي
نگاهي گذرا بر سابقه فعاليت رسانه‌اي برنامه سازان بي‌بي‌سي مشخص مي‌کند که اکثر اين افراد داراي کار مطبوعاتي در نشريات اصلاح طلب در بازه زماني دولت اصلاحات – 1376 تا 1384 – بوده‌اند. «نيما اکبرپور»، مجري و
تهيه کننده تلويزيون فارسي بي بي سي، پيش از خروج از ايران مدتي را به عنوان جانشين سردبير در مجله «چلچراغ» فعاليت مي‌کرد. اين مجله که از پشتيبانان جريان اصلاحات به شمار مي‌آيد همچنين محل فعاليت برخي ديگر از همکاران بي‌بي‌سي فارسي نظير «معصومه (مسيح) علي‌نژاد قمي» و «مانا نيستاني» بوده است. «سيما علي‎نژاد» نيز که کار خبري را با نوشتن چند مقاله براي نشريات اصلاح طلب آغاز کرد، پس از ترک ايران به‎ عنوان خبرنگار و مجري در راديو بي‎بي‎سي فارسي استخدام شد. علي‎نژاد در راديو بي‎بي‎سي سمت سردبيري را کسب کرد و در برنامه‎هاي مستند و زنده سوژه‎هاي مختلفي را در راستاي حمايت از دولت سيد محمد خاتمي تهيه کرد. پس از تأسيس تلويزيون فارسي بي بي سي، علي‌نژاد به عنوان مجري اخبار اين شبکه مشغول به کار شد. در ميان اعضاي شوراي سياستگذاري بي‌بي‌سي فارسي نيز نام چند تن از فعالان مطبوعاتي مطرح طيف اصلاحات به چشم مي‌خورد. «ماشاالله شمس الواعظين» و «مسعود بهنود» که از مؤسسين نشريات اصلاح‌طلب نظير «جامعه»، «توس»، «نشاط» و «عصر آزادگان» بودند، اکنون با بي‌بي‌سي فارسي همکاري مي‌کنند. بهنود در سال 1381 به انگلستان مهاجرت کرد و در حال حاضر به عنوان عضو ارشد شوراي سردبيري تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي مشغول به فعاليت است. البته معروفترين همکار بي‌بي‌سي را مي‌توان وزير ارشاد دولت اصلاحات دانست که به پاي ثابت برنامه هاي تحليلي اين شبکه تبديل شده است. عطاالله مهاجراني که چندسالي است به انگليس مهاجرت کرده، به عنوان يکي از کارشناسان و تحليلگران مسائل سياسي ايران با بي‌بي‌سي فارسي همکاري مي‌کند. «نفيسه کوهنورد» يکي ديگر از خبرنگاران بي‌بي‌سي است که سابقه همکاري با روزنامه شرق به سردبيري محمد قوچاني را در کارنامه خود دارد. كوهنورد چندي بعد به روزنامه همشهري رفت و در اوايل كار خود در اين روزنامه با هزينه‌اي قابل توجه، به عنوان خبرنگار اعزامي همشهري به تركيه سفر كرد. وي از همان زمان با سفارت تركيه در تهران و بسياري از مسئولين دولتي تركيه روابط خوبي داشت تا اينکه در سال 1385 و بعد از روي کار آمدن دولت نهم، به انگليس رفت و به عنوان خبرنگار در راديو فارسي بي‌بي‌سي مشغول به کار شد. وي هم اکنون نيز خبرنگار تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي در کشور ترکيه است. همچنين «فرناز قاضي زاده» که سال‌ها به عنوان خبرنگار و نويسنده با روزنامه هايي مثل «نشاط»، «زن» و «ياس نو» همکاري کرده است، به عنوان مجري اخبار به استخدام بي‌بي‌سي درآمد. از ديگر همکاران نشريات اصلاح طلب که اکنون با بي‌بي‌سي به عناوين مختلف نظير خبرنگار، مجري، برنامه ساز و تهيه کننده همکاري مي کنند مي توان به «فريبا صحرايي»، «اميد پارسا نژاد»، «سينا مطلبي» و «يوسف عزيزي» اشاره کرد.

رويکرد بي‌بي‌سي در جريان انتخابات رياست جمهوري ايران
با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري در ايران، شبكه‌هاي تلويزيوني فارسي زبان خارج از كشور براي اولين بار بخش وسيعي از وقت و برنامه‌هاي خود را به نشر اخبار انتخابات ايران اختصاص دادند. اين
رسانه ها كه همواره انتخابات ايران را بي اهميت و فرمايشي مي‌ناميدند، در انتخابات اخير علاوه بر انتشار مرتب اخبار انتخابات و سخنراني هاي كانديداها، در برنامه هاي مبسوطي مواضع كانديداها را بررسي و سعي در اثر گذاري در نتايج انتخابات ايران داشتند. در ميان اين رسانه‌ها، تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي بيشترين پوشش خبري را به انتخابات ايران اختصاص داد. پخش برنامه از سوي بي‌بي‌سي که با 8 ساعت در روز آغاز شده بود، در ايام نزديک به انتخابات به صورت 24 ساعته شد. «بي‌بي‌سي فارسي» که از روزهاي آغازين تأسيس تلاش کرد چهره‏اي بي‏طرف را از خود به نمايش بگذارد، با نزديک شدن به روزهاي برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري، از اين قالب بيرون آمد و به طور شفاف از جرياني خاص در انتخابات ايران به حمايت پرداخت. بي‌بي‌سي در ايام تبليغات رياست جمهوري به طور واضح و يکجانبه با اعلام اخبار و حتي تصاوير هدفدار درباره نامزدهاي اصلاح طلب به ويژه ميرحسين موسوي به حمايت از وي پرداخت. ميرحسين موسوي مورد حمايت‌ترين کانديداي اصلاح طلبان از طرف بي‌بي‌سي بود و نقطه تمرکز جريان سازي اين شبکه بر برجسته کردن شاخص‌هاي حاميان موسوي بود. اين حمايت البته رويکردي دوجانبه داشت تا جايي که اعضاي ستاد موسوي از وي خواستند تا چهره شکست خورده انگليس در قضيه دستگيري ملوانان در نوروز 86 را ترميم کند و موسوي هم در مناظره با احمدي نژاد، پيروزي انگليس در هنگام آزادسازي ملوانان را به وي يادآور شد! مصاحبه‌هاي گسترده و متعدد با حاميان ميرحسين موسوي حکايت از ديد مثبت بي‌بي‌سي نسبت به مواضع وي داشت. اقدامات حمايتي بي‌بي‌سي فارسي از موسوي به مصاحبه با زهرا رهنورد – همسر موسوي - نيز رسيد. اوج حمايت بي‌بي‌سي از ميرحسين موسوي در شب 13 خرداد و بعد از مناظره محمود احمدي نژاد با موسوي صورت گرفت. اين شبکه در يکي از برنامه هاي خود به نام «نوبت شما»، ضمن تماس با برخي ايرانيان خارج از کشور، تلاش کرد تا ضعف مفرط موسوي در پاسخگويي به سؤالات مطرح شده از سوي احمدي نژاد را پنهان سازد. به طور مثال، سياوش اردلان در واکنش به حمايت يکي از بينندگان بي‌بي‌سي از اظهارات احمدي نژاد درباره نقش هاشمي رفسنجاني در حمايت از موسوي، چندين بار سخنان او را قطع کرد و با بيان اينکه موسوي يک شخصيت جدا از هاشمي رفسنجاني است، سعي در القاي اين مسئله داشت که موسوي يک نامزد مستقل است که براي نجات ايران وارد رقابت هاي انتخاباتي شده است. اين شبکه همچنين با بهره‌گيري از توان و ظرفيت رسانه‌اي خود با يک شيب ملايم و پخش آيتم‌هاي متعدد اقدام به پيشبرد اهداف انتخاباتي خود در ايران کرد. تلاش اين شبکه در جريان برگزاري انتخابات اين بود که با جريان‌سازي و موج سازي منفي و دلسرد کننده از شرايط فعلي نظام جمهوري اسلامي، بنيادهاي اعتماد سازي ايرانيان را به نظام و مسئولين سياسي تخريب نمايد و آنان را دلسرد و در نهايت مردد و بي‌اعتماد سازد. بي‌بي‌سي در برنامه‌هاي توليدي و خبري خود در راستاي بي اعتماد سازي مردم به نظام، سيستم حکومتي ايران را مبهم و غيرقابل فهم تصوير کرد و در ادامه هجمه هاي تبليغاتي و جنگ رواني خود، نهاد شوراي نگهبان را نشانه گرفته و آن را مانعي در راه شکل‌گيري جامعه ايده‌آل براي ايرانيان معرفي کرد. دايره وسيع انتقادات اين شبکه به‌جايي رسيد که از انتخابات ايران به‌عنوان انتصابات و انتخابات فرمايشي و نمايشي تعبير کرد. اين شبکه خود را دلسوز ملت بزرگ ايران دانست و درخواست حضور ناظران بين‌المللي براي انتخابات (پيشنهاد نهضت آزادي) و جايگزيني شوراي نگهبان (پيشنهاد کميته‌ صيانت از آراي ستاد موسوي) را به عنوان تنها راه برگزاري يک انتخابات سالم و آزاد در ايران به مخاطبان خود ارائه کرد. مشي حمايتي تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي از ميرحسين موسوي تا حدي پيش رفت که کارشناسان رسانه و فعالان سياسي از بي‌بي سي به عنوان «تلويزيون اختصاصي موسوي» نام مي‌بردند؛ مدعايي که با همکاري فعالان ستاد موسوي با اين شبکه و در اختيار گذاشتن يکي از ستادها به عنوان محل ضبط برنامه هاي بي‌بي‌سي، در هماهنگي کامل بود.

پس از اعلام نتايج انتخابات
تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي بي ترديد يكي از کليدي‌ترين عوامل مؤثر بر آشوب‌هاي پس از انتخابات رياست جمهوري ايران بوده است. بي‌بي سي با ادعاي اطلاع‌رساني لحظه به لحظه از انتخابات دهم رياست جمهوري، عملاً به پايگاه انتشار
تحليل هاي ساختگي و برانگيختگي اجتماعي در ايران تبديل شد. اين شبکه كه در طول دوره فعاليت خود همواره از تنظيم و پخش خبر به شيوه تلفيق سخت خبر و نرم خبر پيروي كرده است، در آستانه انتخابات و پس از آن دقيقاً و دائماً با سوئيچ كردن اين شيوه هاي خبري به يكديگر، ‌اهداف شبهه سازي، بحران افكني و هدايت افكار عمومي براي برانگيختگي به آشوب را هدايت كرد. بي‌بي‌سي پيشاپيش در اخبار و تحليل‌هاي كارشناسان سياسي مسائل ايران،‌ بحث تقلب را تئوريزه و قاطعانه بر آن پاي مي‌فشردند كه چنانچه احمدي نژاد رأي بياورد شكي در تقلب وجود ندارد. در شب اعلام نتايج آرا نيز اين رسانه ابتدا شبهه‌هايي چون نبود نظارت ناظران اصلاح طلبان را پيش کشيد اما ديري نپاييد که اين پروژه شکست خورد زيرا هيچکدام از ستادهاي نامزدهاي انتخاباتي، اسناد و مدارکي را درباره اين موضوع از خود بروز ندادند و چنانچه ستادي دست به جعل مدارک در اين زمينه مي زد، با اسناد امضا شده از جانب ناظران خود در شعب انتخاباتي مواجه مي شد که بر سلامت شمارش آرا در شعب اخذ رأي مهر تأييد زده‌اند. حربه ديگر اين شبکه ماهواره‌اي جهت مخدوش ساختن نتايجي که مورد علاقه‌شان نبود، ادعاي اعلام نشدن جزئيات نتايج آرا در شهرها و روستاهاي مختلف کشور بود اما آنچه که عملاً ديده شد اعلام جزئيات نتايج آرا توسط وزارت کشور در شهرها و روستاهاي مختلف بود که در همان ساعات اوليه اعلام نتايج ابتدايي در خبرگزاري‌هاي گوناگون و از جانب وزارت کشور درج شد. اما آنچه که مي‌توان از آن به عنوان يک سند رسمي حمايتي بي‌بي‌سي فارسي از ميرحسين موسوي بيان کرد، لاپوشاني اين شبکه از گاف رسانه اي موسوي بود که در ساعت 11 شب و قبل از آغاز شمارش آرا در مصاحبه يکطرفه با رسانه‌ها اتفاق افتاد. موسوي که در روزهاي گذشته در سخنراني هاي خود با عصبانيت و بغض بسيار شديدتري نسبت به قبل به ايراد سخنراني مي پرداخت، طي اين کنفرانس خبري آن هم قبل از شمارش آرا بيان کرد که پيروز قطعي انتخابات است. اين گاف رسانه‌اي موسوي با ماله کشي بي‌بي‌سي همراه گشت به طوري که آنها اين سخنراني و اعلام موضع رسمي از جانب يک نامزد انتخاباتي را که عملاً نشان دهنده آغاز پروژه تشکيک در سلامت انتخابات است را با گمانه‌ زني‌هاي سايت هايي چون خبرگزاري فارس، ايرنا و رجانيوز مقايسه کرد. بي‌بي‌سي همچنين در چارچوب سناريوي خود،‌ شب برگزاري انتخابات در قالب برنامه هاي زنده ،‌ بلافاصله پس از اعلام آمارهاي غير رسمي از منابع داخل ايران پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار (رئيس سازمان فدائيان خلق)‌ و صادق صبا (تحليلگر مسائل سياسي)‌ كليد زد و پس از اين به تناوب انتشار خبرهايي از ايران ، ارتباط مستقيم با كارشناساني مانند جمشيد برزگر، هاشم احمدزاده، ‌احمد سلامتيان و‌ سعيد برزين در استوديو و آدم هايي از احزاب و گروهك‌هاي داخل ايران هر لحظه به موازات اعلام آراي احمدي‌نژاد، ‌بر حملات و تثبيت و تلقين تقلب در انتخابات افزودند به صورتي كه نزديك صبح و تا ظهر شنبه جملگي گزارش پراكني اين شبكه دستور حمله و اغتشاش و افزايش نارضايتي بود. البته انتشار برخي اخبار جعلي که واقعي نبودن آنها واضح بود نيز از جمله دستاويزهاي بي‌بي سي براي بحراني جلوه دادن فضاي اجتماعي ايران بود به نحوي که در يکي از برنامه‌هاي اين شبکه در تماس تلفني با کسي که «شاهد از تهران» ناميده شده، اعلام گرديد که در روز 18 تير در خيابان آزادي، يک جوان با دست بسته توسط نيروهاي امنيتي، گردن زده شده است! اقدامات ضدايراني اين شبکه به اينجا محدود نشد و آموزش نحوه استفاده از شبکه‌هاي اجتماعي در اينترنت به منظور ايجاد يک پل ارتباطي در ميان هواداران ميرحسين موسوي يکي ديگر از اقداماتي بود که در دستور کار تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي قرار داشت. در اوج تبليغات انتخابات رياست جمهوري،‌ زماني که خبرهاي منتشر شده و شايعات مختلف پيرامون فضاي انتخابات دهم در صفحات اينترنتي با تخريب و ناسزاگويي به برخي نامزدهاي انتخابات همراه شد و بعد از آن دروغ تقلب در انتخابات در همين صفحات به کل جهان مخابره شد، ‌سايت‌هايي مانند فيس بوک و توييتر که عامل اصلي مخابره اخبار دروغ بودند،‌ در داخل کشور فيلتر شدند. فيلتر شدن اين سايت‌ها با اعتراض حاميان ميرحسين موسوي و مهدي کروبي در داخل و بيرون از کشور مواجه شد و کار به مصاحبه‌هاي مطبوعاتي نامزدهاي انتخاباتي نيز کشيده شد. از همين جا بود که وزارت خارجه امريکا و کشورهاي غربي نيز وارد شده و از نقش اين سايت‌‌ها در نمودار ساختن فضاي داخل ايران يا به عبارت بهتر،‌ تشديد اثرات اغتشاشات تقدير کردند و از حوادث بعد از انتخابات به «انقلاب توييتري ايران» ياد کردند. سهم آموزش و مشارکت در اين زمينه را تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي بر عهده گرفت و ضمن تلاش براي اعطاي جايزه صلح نوبل به «اينترنت» با تهيه برنامه ويژه «اينترنت؛ قدرت برتر» يا بررسي نحوه وبلاگ نويسي در برنامه‌هاي مختلف خود و نقل قول از وبلاگ‌هاي داخل ايران،‌ به تشويق مخاطبان خود براي وبلاگ نويسي و استفاده از سايت‌هاي مختلف پرداخت. اين اقدام بي‌بي‌سي سبب شد تا جايزه اتحاديه راديو و تلويزيون هاي بين‌المللي به اين شبکه تعلق گيرد. علت اهداي اين جايزه به بي بي سي، «پوشش گسترده حوادث و ناآرامي‌هاي بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران» عنوان شد. در اين جايزه البته به نقش ويژه تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي در انتشار فيلم کشته شدن يک دختر جوان در حوادث بعد از انتخابات هم اشاره شده است. بي‌بي‌سي اولين رسانه‌اي بود که فيلم کشته شدن ندا آقاسلطان را از دو زاويه و با کيفيت بالا پخش کرد. همچنين اين شبکه به مصاحبه با آرش حجازي – يکي از حاضران در صحنه – پرداخت و به القاي اين مطلب پرداخت که اين دختر جوان به دليل شرکت در تجمعات اعتراضي و توسط يک نيروي امنيتي ايران کشته شده است؛ ادعايي که با انتشار سخنان ضد و نقيض حجازي و همچنين بررسي دقيق فيلم پخش شده از بي‌بي‌سي رنگ باخت. البته نقش بي‌بي‌سي منحصر به هفته‌هاي بعد از انتخابات نشد و اين شبکه، پوشش کامل بيانيه هاي ميرحسين موسوي که بعد از اعلام نتايج انتخابات، هر از چندگاهي منتشر مي‌شدند را برعهده گرفت. در واقع بي‌بي‌سي اولين رسانه اي بود که در سال گذشته، به محض انتشار يک بيانيه از سوي موسوي، به تحليل و بررسي مفاد آن با حضور کارشناسان مي پرداخت و به القاي مطلب به مخاطبان ايراني خود  مي پرداخت. افزايش ساعات پخش برنامه از سوي تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي در روز عاشورا به منظور پوشش دادن آشوب‌هاي اين روز در تهران يکي ديگر از اقدامات ضدايراني اين شبکه بود؛ اقدامي که با لغو تمام مرخصي‌هاي کارکنان اين شبکه به منظور پوشش کامل حوادث عاشورا همراه شد.

ائتلاف خبرنگاران پارلماني اصلاح‌طلب براي کمک به بي‌بي‌سي
با توجه به هشدار مقامات امنيتي و اطلاعاتي کشور مبني بر اهداف پشت پرده تأسيس تلويزيون فارسي بي بي سي، از همان ابتداي تأسيس اين شبکه اجازه تشکيل دفتر خبرنگاري و استخدام خبرنگار از سوي اين شبکه توسط مسئولان امنيتي ايران داده نشد. همين موضوع سبب شد تا «جان لاين» خبرنگار سرويس جهاني بي‌بي سي به عنوان خبرنگار بي‌بي‌سي فارسي نيز فعاليت کند و گزارش هاي درخواستي مسئولان اين شبکه را تهيه کند. پس از اقدامات تحريک‌آميز شبکه تلويزيوني بي‌بي‌سي در حوادث بعد از انتخابات که باعث اخراج جان لاين از ايران شد، دسترسي بي‌بي‌سي به اخبار داخلي ايران توسط منابع خبري مستقيم، محدود شد. اين مسئله باعث شد تا برخي از خبرنگاران پارلماني رسانه‌هاي اصلاح طلب با تشکيل يک باند و ايجاد هماهنگي با يکديگر، در اقدامي مشترک بحث‌هايي که از سوي اين شبکه مطرح مي‌شوند را به صورت مکرر از نمايندگان مجلس بپرسند و آن را به عنوان مصاحبه با بي‌بي‌سي براي اين شبکه ارسال کنند. به عنوان مثال، اين افراد تلاش کردند تا با اقدامي هماهنگ، مسئله بازداشتگاه کهريزک را در صدر اخبار و نظرات نمايندگان مجلس قرار دهند و به سياه‌نمايي عليه نظام بپردازند. در يکي ديگر از اين اقدامات هماهنگ، اين افراد تلاش گسترده‌اي را براي مطرح کردن سوژه يک فيلم درباره کوي دانشگاه که از بي‌بي‌سي فارسي پخش شده بود، صورت دادند و با استناد به اين فيلم، فضايي رسانه‌اي را براي تحت‌الشعاع قرار دادن اقدامات غيرقانوني سران اصلاحات در پيش گرفتند. بر همين اساس کارشناسان سياسي معتقدند اگرچه تلويزيون دولتي انگلستان در ايران خبرنگار ندارد، با اين حال برخي از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران طيف اصلاحات در نقش همکار بي‌بي‌سي ظاهر مي‌شوند.

تلاش براي احياي آشوب‌ها بعد از 9 دي
پس از حضور گسترده و ده‌ها ميليوني مردم در راهپيمايي روز 9 دي که براي ابراز انزجار از هتک حرمت روز عاشورا توسط هواداران ميرحسين موسوي صورت گرفت، نفس جريان اغتشاشگر در ايران به شماره افتاد. تقابل مستقيم و بي‌پرواي اين افراد با مقدسات مذهبي ايرانيان مسئله‌اي نبود که مردم به سادگي از کنار آن بگذرند. همين مسئله سبب شد تا بي‌بي‌سي فارسي تلاش گسترده اي را براي خارج کردن اين جريان از موضع انفعالي انجام دهد. به همين منظور کليد پروژه آشوب و ايجاد اختلال در راهپيمايي 22 بهمن از سوي اين شبکه زده شد. افزايش ساعات پخش برنامه، تهيه مستندهاي انتخاباتي، پخش چندين باره تصاوير حوادث بعد از انتخابات، تأکيد مجددبر ادعاي تقلب در انتخابات و تهيه گزارش از اقدامات گروه‌هاي اپوزيسيون در خارج از ايران، بخشي از تدابير بي‌بي‌سي براي ايجاد انحراف در روز 22 بهمن و شروع مجدد پرونده آشوب‌هاي خياباني بود. يکي از برنامه‌هاي ويژه بي‌بي‌سي براي مهيا کردن شرايط اغتشاش در راهپيمايي 22 بهمن، مصاحبه‌هاي متعدد با افرادي بود که به تازگي از ايران خارج شده بودند. اين تاکتيک از آن جهت براي بي‌بي‌سي مهم بود که اين مسئله را به مخاطب القا مي‌کرد که کارشناساني که اظهارات اين شبکه مبني بر احتمال ايجاد درگيري در 22 بهمن را تأييد مي کنند، کساني هستند که اخيراً در ايران بوده اند و با فضاي سياسي کشور آشنا هستند. يکي از اين افراد که طي هفته‌هاي باقي مانده به 22 بهمن، به پاي ثابت تحليل‌ها و گفت‌وگوهاي بي‌بي‌سي بدل شد، مجتبي واحدي – سردبير روزنامه اصلاح طلب آفتاب يزد – بود. واحدي که پس از افشاگري معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد مجبور به استعفا از سردبيري روزنامه شده بود، با حضور در استوديوي لندن، رسماً اعلام کرد که جمهوري اسلامي اگر در روز 22 بهمن سرنگون نشود، يقيناً ضربه سختي خواهد خورد که زمينه را براي فروپاشي آن آماده مي‌کند. البته فرجام اين سناريوي بي‌بي‌سي هم براي حاميان داخلي و خارجي ميرحسين موسوي خوشايند نبود چرا که با حضور گسترده مردم در اين راهپيمايي، نه تنها جبهه مخالفان نظام ايران يک ضربه شديد و کاري که از آن به عنوان «دفن تاريخي فتنه» نام برده مي‌شود، دريافت کرد، بلکه اعلام خشم مردم از اقدامات سران اصلاحات در ماه‌هاي بعد از انتخابات که حول سيد محمد خاتمي، مهدي کروبي و ميرحسين موسوي بود، سبب شد تا افکار عمومي جهان متوجه شود که حمايت اکثريت مردم از موسوي، تنها يک ژست تبليغاتي از سوي رسانه‌ها است و اين امر با واقعيت جاري در جامعه ايران تفاوت آشکاري دارد. اين مسئله سبب شد تا بي‌بي‌سي براي جبران اين شکست، دست به انتشار اخباري نظير «امنيتي بودن فضاي تهران» در اين روز بزند تا بلکه ناکامي اغتشاشگران در مقابله با ايستادگي مردم ايران و پيروزي نظام به چشم نيايد. همين رويکرد درباره مناسبت‌هاي بعدي که از سوي موسوي به عنوان حضور حمايتي مردم از او نام برده شد نيز ديده شد. چنانچه بي بي سي، آرامش بي‌سابقه تهران در روز چهارشنبه آخر سال را «حاکم شدن فضاي جنگي در شهر» ديد و از روال عادي زندگي مردم در روز کارگر نيز «فضاي بسته و امنيتي» را برداشت کرد. همين رويکرد اين شبکه در انتشار اخبار غيرواقعي که به منظور ايجاد شوک و تحريک حاميان ميرحسين موسوي براي احياي آشوب‌ها صورت گرفت، سبب رويگرداني و ريزش شديد مخاطبان بي‌بي‌سي شد. کساني که تا ديروز بي‌بي‌سي فارسي را اصلي ترين مرجع خود براي دريافت اخبار سياسي مي دانستند، با مشاهده رويکرد غيرحرفه‌اي آن که بيشتر به اقدامات نخ‌نماي شبکه «صداي امريکا» شبيه بود تا مواضع يک شبکه خبري معتبر بين‌المللي، از بي‌بي‌سي قطع اميد کردند.
به طور کلي بايد گفت تاکتيک بي‌بي‌سي فارسي قبل، حين و بعد از انتخابات، ايجاد موج نرم عليه حاکميت و نظام اسلامي در جهت استراتژي آن‌ها طراحي شده اما تاکنون در رسيدن به هدف خود ناکام بوده است به گونه اي که رئيس اين شبکه در همايشي که چند وقت پيش در يکي از دانشگاه‌هاي لندن برگزار شد، ضمن رد هرگونه اقدام تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي ايران، اعلام کرد که بي‌بي‌سي قصد ندارد به يک تلويزيون اپوزيسيون نظام ايران تبديل شود. اين سخنان صادق صبا و تناقض آن با رويکرد بي‌بي‌سي فارسي در سال گذشته و در جريان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري ايران به عنوان اعلام رسمي ناکامي در به ثمر رساندن پروژه‌هاي اين شبکه ارزيابي شده است.

این مطلب را با Internet Explorer ببینید !

اگر این مطلب را با مرورگرهایی همچون Opera – Safari – Firefox – Google Chrome و… مشاهده می‌کنید ، باید بدانید که استثنائا این پست را باید با مرورگر Internet Explorer ببینید !

تصویر زیر را با مرورگر اینترنت اکسپلورر ببینید :

این تصویر یک تصویر جادویی است .

میپرسید چگونه؟

خوب کافی است در حالی که با مرورگر Internet Explorer این مطلب را نگاه می‌کنید ،  با استفاده از ماوس تصویر را های‌لایت (انتخاب) کنید تا فضای آبی رنگ آن را در بر گیرد … (یا می‌توانید کلیدهای ترکیبی Ctrl+A را در صفحه کلید فشار دهید)

خوب حالا چه می‌بینید ؟

در این مطلب قصد داریم یاد بگیریم چگونه تصاویر جادویی درست کنیم …

تصاویری که با استفاده از آن  میتوانید دوستان خود را متحیر و متعجب کنید .

اینگونه تصاویر را که با نام Magic Image نامگذاری می‌شوند را میتوانید در نرم‌افزار فتوشاپ بسازید. (راهنمای ساخت در فتوشاپ)  اما قصد داریم تا ابزار ساده و جالبی را برای این کار معرفی کنیم که دیگر نیازی به استفاده از فتوشاپ هم نخواهید داشت .

Magic Image Generator یک نرم افزار رایگان و کوچک 50 کیلوبایتی است که با استفاده از آن میتوایند به آسانی تصاویر جادویی بسازید .

پس از دانلود و اجرای آن به منوی Image مراجعه کرده و گزینه New را برگزینید .

حالا کافی است به ترتیب ابتدای محل ذخیره تصویر نهایی ، تصویر ابتدایی ودر کادر انتهایی تصویری که میخواید به صورت پنهان در تصویر قرار گیرد را برگزینید .

»  دریافت  Magic Image Generator

» حجم : 55 کیلوبایت

برخورد انتظامي با بدحجابي قبل از جا انداختن آن به‌عنوان منكر، اشتباه و غيرممكن است

دفاع قاطع آيت‌الله حائري شيرازي از نظر رئيس‌جمهور درباره حجاب:
برخورد انتظامي با بدحجابي قبل از جا انداختن آن به‌عنوان منكر، اشتباه و غيرممكن است

آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد اخلاق دولت ضمن بیان دیدگاه و نظرات خویش به تشریح دیدگاه‌های رئیس‌جمهور درباره حجاب و امربه معروف و نهی از منکر پرداخته و از همان منظر دینی و فقهی به دفاع از موضع‌گیری رئیس جمهور در مورد نحوه برخورد با بد حجابی پرداخت.

به گزارش رجانيوز، نماينده سابق ولي‌فقيه در استان فارس در شرايطي كه تعدادي از ائمه جمعه به اظهارات رئيس‌جمهور ايراداتي وارد كرده بودند، در اين مصاحبه دفاع قاطعي از نظرات احمدي‌نژاد درباره حجاب كرده و حتي تصريح مي‌كند احمدي‌نژاد همان آموخته‌هايش از علما را بيان كرد.

اين سخنان در حالي از سوي امام جمعه سابق شيراز بيان مي‌شود كه احمدي‌نژاد نيز در نشست خبري دو هفته پيش خود هنگامي كه خبرنگاري نظر وي را در خصوص انتقادات گسترده به اظهارنظرش در مصاحبه تلويزيوني درباره حجاب پرسيد، تأكيد كرد كه نظر وي همان است و منتقدان به اصل سخنان او كه در واقع ايراد قانوني به شكل اجراي طرح بوده است، نپرداختند.

با اين حال،‌ آيت‌الله حائري در مصاحبه خود با هفته نامه سروش، مباني نظري اظهارات رئيس‌جمهور درباره حجاب و انتقاد از برخوردهاي انتظامي را به صورت مبسوط بيان كرده است. وي، فرهنگ‌سازی برای منکر نشان دادن بدحجابی را لازمه برخورد با آن عنوان کرد و می‌گوید: نباید با قدرت نظامی و انتظامی امور شرعی را اجرا کنیم. آقای احمدی‌نژاد مخالف این نیست که به خانم‌های بد حجاب که خیلی بد لباس پوشیده، عطر فلان زده و خودنمایی می‌کنند تذکر داده شود؛ اما معتقدند کار فرهنگی باید در بخش فرهنگی انجام شود و کار نظامی در بخش نظامی.

او معتقد است که زمانی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه امکان‌پذیر است که یک حرام تبدیل به منکر شده باشد و تا زمانی که بدحجابی از نظر مردم منکر نباشد مبارزه با بدحجابی با توسل به نیروی انتظامی اشتباه و حتی غیر ممکن است.

باید حرام را در نظر مردم منکر کرده باشیم

آیت‌الله حائری شیرازی با تأکید بر این نکته که رئیس‌جمهور معتقد به کار فرهنگی برای حل این مشکل است، عنوان می‌کند: ما در اسلام "امر به واجب" داریم یا "امر به معروف"؟ "نهی از حرام" داریم یا "نهی از منکر"؟ پس قبل از این‌که نهی از منکر کنیم، باید حرام را در نظر مردم منکر کرده باشیم تا بتوانیم آن را نهی کنیم. حرف آقای احمدی‌نژاد این است. کمربند ایمنی بستن نه معروف بود و نبستن آن هم منکر نبود  اما از نظر قانون بستن آن واجب بود. ما آمدیم اول این واجب را معروف کردیم و نبستن آن را منکر کردیم و جا انداختیم. بعد امر به معروف کردیم، جواب داد. مردم تارک از امر به معروف و نهی از منکر نیستند. واجبات معروفیت خود را از دست داده است؛ به گونه‌ای که اگر کسی امر کند متاسفانه خودش را مسخره کرده است.

وی در ادامه اين گفت‌وگو كه متن آن را شبكه ايران منتشر كرده است، درباره ایجاد زمینه برای اثرگذاری این واجب حتمی می‌افزاید: قرآن گفت امر به "معروف" و نهی از "منکر". من باید امری کنم که با امر من آن موضوع معروف شود، گاهی با امر کردن من چیزی منکر می‌شود اما من باید از زاویه معروف و منکر بودن اقدام کنم. اگر توانستم آن موضوع را معروف کنم، امر من جواب می‌دهد. قبل از آن باید زمینه معروفیت را فراهم کرده باشم، بعد امر کنم. دین ما خیلی علمی است. به همین دلیل است که به جای واژه "واجب"، "معروف" را به کار می‌برد.

رئیس جمهور مخالف هو شدن نیروی انتظامی است

عضو مجلس خبرگان رهبری فرهنگ‌سازی را از وظایف حکومت نسبت به مردم عنوان کرده و خاطرنشان می‌سازد: وقتی واجب معروف شد، امر به معروف راحت و روان می‌شود. الان اگر امر کردی تا آن موقع که آن چیز معروف نشده خودت شکسته می‌شوی یا او؟ شکسته می‌شوی دیگر. مگر شما نمی‌گویی در امر به معروف و نهی از منکر باید احتمال تاثیر بدهی بعد اقدام کنی. الان اگر به کسی بگویید کمربندت را نبند، ناراحت می‌شود؟ نه چون می‌داند برای ایمنی و سلامتی‌اش لازم و ضروری است.

وی فرهنگ‌سازی، برخورد انتظامی با هنجارشکنان و حمایت مردمی را لازمه برخورد با بدحجابی عنوان کرده و می‌افزاید: بعد از ایام فتنه بدحجابی منکر شده است؛ به شرط این‌که آن را خراب نکنیم. ما (نیروی انتظامی) می‌آییم با یک زن بدحجاب برخورد بد می‌کنیم و با حالت رقت‌باری با او رفتار می‌کنیم تا مردم که شاهد ماجرا هستند متاثر شده و این‌گونه برخورد را هو کنند. رئیس جمهوری با این کار مخالف است که نیروی انتظامی هو شود، وگرنه کاری که مردم با آن موافق باشند، آقای احمدی‌نژاد هم با آن موافق است.

امام(ره) پله پله مردم را با خود همراه کرد

آیت‌الله حائری شیرازی در ادامه با تاکید بر لازمه حمایت مردمی یادآور می‌شود: شاید یک نفر بگوید من می‌خواهم وظیف خود را انجام دهم؛ حتی اگر مردم به من سنگ هم بزنند. اما آیا امام(ره) این‌گونه رفتار کرد؟ امام(ره) پله پله مردم را با خود همراه کرد. او مرتب به مردم روحیه داد و با خود جلو آورد. حجاب در دوره پهلوی رفته بود اما با رفتار و اخلاق امام(ره) حجاب برگشت؛ با لطف و اکرام و احترام مردم.

بدحجاب را مظلوم نکنیم تا با مظلوم‌نمایی برنده شود

این استاد اخلاق در ادامه با اشاره به دلخوری برخی روحانیون از موضع‌گیری رئیس‌جمهور در این خصوص، بارها احتمال اثرگذاری و معروف شدن واجب را لازمه امر به معروف عنوان می‌کند.

"امر به معروف برای شدن است یا گفتن؟ شدن با معروف شدن واجب ممکن است یا بدون آن هم می‌شود؟ مگر نمی‌گویند باید احتمال اثر داد. آقای رئیس جمهور می‌خواهد همان درسی را که علما به او داده‌اند، عمل کند. این درس خودشان است. او که غریبه نیست. همین‌هایی که ما روحانیون می‌گوییم ایشان هم یاد گرفته است. منتهی به ما(روحانیون) هیچ چیز نمی‌گویند ولی به این بنده خدا انتقاد می‌کنند. آقای احمدی‌نژاد مخالف برخورد نیست، مخالف برخورد غلط است.آقای احمدی‌نژاد می‌خواهد بدحجاب را مظلوم نکنیم تا با مظلوم‌نمایی برنده شود. می‌گوید بدحجاب را از دل مردم بیرون کنید."

استقبال هیات دولت از دروس اخلاقی

آیت‌الله حائری که تقریبا هر هفته چهارشنبه‌ها صبح از شیراز به تهران می‌آید و در جلسات هیات دولت درس اخلاق می‌دهد، با اشاره به زمینه پذیرش توصیه‌ها در دولت از استقبال دولتمردان از این جلسات می‌گوید: من می‌خواستم این جلسات را تعطیل کنم. بعد از پنج جلسه خداحافظی کردم. آن‌ها اصرار کردند. آقای رئیس جمهور هم اهل درخواست و اصرار نیست، گفت این‌ها می‌خواهند شما بیایید. من هم رئیس جمهور را شخصا دوست دارم، قبول کردم.

وی در ادامه در خصوص تفاوت توصیه‌هایش به دولتمردان و مردم عادی می‌گوید: اینها "امام" هستند. هر کدام امام و الگوی وزارتخانه خودشان هستند و رهبری امام همه این‌ها است. طبیعتا در باره مسائل اخلاقی بیشتر صحبت می‌کنیم. رئیس جمهور مرتب درباره مهرورزی صحبت می‌کند. من امروز گفتم يک منقل تصور کنید که هزار حبه ذغال روی آن است. اگر هزار حبه را در هزار منقل بگذارید، بعد از چند دقیقه خاموش می‌شود اما اگر هزار تا کنار هم باشند، با هم شعله می‌کشند. اگر با هم باشیم و همدیگر را دوست بداریم به شعله تبدیل می‌شویم.

مگر سعدی التماس کرد که شعرش را بر سر در سازمان ملل نصب کنند؟

عضو مجلس خبرگان رهبری در بخشی از گفت‌وگوی خود با ارگان رسمی سازمان صداوسیما (هفته نامه سروش)  در پاسخ به این پرسشی در خصوص استفاده از ماهواره می‌گوید: مشکل ما ماهواره نیست بلکه محتوای آن است که بعضا فاقد ارزش است که البته این مشکل را هم بصیرت حل می‌کند. ما شاید بتوانیم بگوییم خرید و فروش ماهواره بد و ممنوع است و جلوی آن را بگیریم اما تکنولوژی رو به پیشرفت است. فردا که بدون آنتن ممکن شد چه باید بکنیم؟آیا دوباره بیاییم همه خانه‌ها را یکی یکی بگردیم البته تا وقتی که این‌چنین نشده کنترل هم بد نیست.

وی راه‌حل را رقابتی همپا با برنامه‌های ماهواره‌ای عنوان کرده و توضیح می‌دهد: رقابت این نیست که اگر آنها موهایشان پیدا بود ما هم به بازیگرانمان بگوییم یک مقدار مویت را بگذار بیرون از روسری! در بداخلاقی می‌خواهیم رقابت کنیم یا در زیبایی؟

این استاد اخلاق با اشاره به مهندسی پیام در تولیدات سینمایی و تلویزیونی عنوان می‌کند: دیگران آمده‌اند معانی احیانا سطحی و مضر خود را به وسیله فیلم‌های آن‌چنانی، پرمشتری کرده‌اند. در حقیقت فیلم‌ها روش بسته‌بندی است. بهترین متاع را در بهترین بسته‌بندی قرار دهید، پر فروش می‌شود و بر عکس شما بهترین معانی را در یک بسته‌بندی نامناسب عرضه کنید، کسی استقبال نمی‌کند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود می‌افزاید: مگر سعدی التماس کرد که شعرش را بر سر در سازمان ملل نصب کنند؟نه مقایسه کردند دیدند شعر سعدی از همه رساتر است. شما حرفی برای گفتن داشته باشید، فیلم هنری برای نمایش ارزش‌ها داشته باشید آن‌ها از شما می‌قاپند؟

حاج آقا شما هدایت‌کننده باش لذت‌بخش هم باش

آیت‌الله حائری معتقد است که می‌توان با بهره بردن از مظاهر مدرنیته به دین و بشریت خدمت کرد:البته یک نکته مهم در اینجا وجود دارد. مردم چون غذاهای مختلفی در دسترسشان قرار می‌گیرد، هر کدام که خوشمزه‌تر بود آن را مصرف می‌کنند. یعنی اصالت سلامت به اصالت لذت‌ تبدیل شده است."آن" حرف گمراه‌کننده لذت‌بخشی می‌زند."این"حرف هدایت‌کننده خسته‌کننده‌ای می‌زند. کدام تاثیرگذارتر است؟ حاج اقا شما هدایت‌کننده باش لذت‌بخش هم باش.

حالا چون شما مؤمنید باید به جام‌جهانی راه پیدا کنید؟

استاد اخلاق دولت در بخشی از مصاحبه‌اش در خصوص مسئولیت خانواده‌ها در حفظ دینداری و استفاده از ابزارهای مدرن با توجه به فراگیر شدن ماهواره و اینترنت معتقد است که این مسئله بدون نظارت و حمایت حاکمیت و دولت ممکن نیست.

"این کار با یک حرکت دسته‌جمعی خراب شده با یک حرکت فردی که اصلاح نمی‌شود! یک شهر عظیمی به اسم هالیوود درست کرده‌اند که دارد محصول تولید می‌کند. حالا بگذارید کنار شهرک‌های سینمایی و تولیدات سینمایی و تلویزیونی خودتان که بسیار ابتدایی است. همچنان که فوتبال ابتدایی شما نمی‌تواند به جام‌جهانی راه پیدا کند، در آن بخش هم نمی‌توانید. حالا چون شما مومنید باید به جام‌جهانی راه پیدا کنید؟ نه.

زیدان بهتر می‌تواند اسلام را تبلیغ کند یا بن‌لادن؟

آیت‌الله حائری در ادامه صحبت‌های خود می‌افزاید: ببینید دو تا کشور کوچولو به اسم‌ پاراگوئه و اروگوئه از آمریکای لاتین به جمع 8 تیم برتر جهان رسیدند و یکی از آنها هم به مرحله نیمه‌نهایی اما چنند کشور بزرگ از آسیا و آفریقا در دور اول حذف شدند. اینکه تعارف نداردو مردم طرفدار فوتبال برترند. حالا این‌که طرف نماز بخواند یا نخواند مسلملن است یا نیست مهم است؟ البته اگر آن بهترین بازیکن جام مثلا مسلمان باشد و نمازخوان آیا این تبلیغ اسلام نیست؟ زیدان بهتر می‌تواند اسلام را تبلیغ کند یا بن‌لادن؟ دشمنان اسلام برای این‌که چهره خشنی از اسلام عرضه کنند کاریکاتوری از اسلام به اسم بن‌لادن درست می‌کنند و تبلیغ می‌کنند. بن لادن می‌گوید من مردم و بچه‌های شما را می‌کشم چون از شما ناراحتم. این اسلام بن‌لادن است. این اسلام نیست. اگر هم باشد اسلام اموی است نه اسلام علوی.

صادرات 66 ميليون دلار كالا از گمرك آستارا

مدير‌كل گمرك آستارا خبر داد:
صادرات 66 ميليون دلار كالا از گمرك آستارا

خبرگزاري فارس: مدير‌كل گمرك آستارا از صادرات 127 هزار تن كالا به ارزش 66 ميليون دلار از طريق گمرك اين شهرستان خبر داد.


سعيد حاج فيروزآبادي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در آستارا ميزان مذكور صادرات غيرنفتي را طي سه ماهه نخست امسال عنوان كرد و افزود: اين ميزان صادرات به لحاظ وزن دو درصد و از نظر ارزش 17 درصد كاهش نشان مي‌دهد.
وي با اشاره به دلايل كاهش صادرات از گمرك آستارا اظهار داشت: افزايش گمركي كشور آذربايجان و پذيرش كاميون با بار تا سقف 44 تن از طرف جمهوري آذربايجان از جمله دلايل كاهش صادرات است.
حاج فيروز‌آبادي جايگزيني برخي كالاهاي ايراني از كشور اكراين نظير كربنات و مصالح ساختماني را از ديگر دلايل كاهش صادرات عنوان كرد.
وي با اشاره به عمده كالاهاي صادره از گمرك آستارا خاطرنشان كرد: اين كالاها شامل محصولات كشاورزي، مواد غذايي، سيمان و گچ، شوينده‌ها، محصولات معدني و شيميايي، پارچه و صنايع دستي بوده است.
مدير‌كل گمرك آستارا فرش و موكت، البسه، كيف و كفش و مصالح ساختماني را از ديگر محصولات صادراتي عنوان كرد و افزود: اين محصولات به كشورهاي آذربايجان، گرجستان و روسيه صادر شده است.
حاج فيروزآبادي درباره وضعيت صادرات چمداني تصريح كرد: در مدت مذكور مقدار 5 هزار تن كالا به ارزش 9 ميليون دلار در قالب تجارت چمداني از گمرك آستارا به خارج از كشور صادر شده است.
وي اين ميزان صادرات را نسبت به مدت مشابه سال گذشته از نظر وزن يك درصد كاهش و به لحاظ ارزش 17 درصد رشد اعلام كرد.
مدير‌كل گمرك آستارا عمده كالاهاي صادرات چمداني را شامل مواد غذايي، البسه، مواد پلاستيكي و محصولات كشاورزي بيان كرد.
حاج فيروزآبادي ترانزيت خارجي كالا را 12 هزار تن به ارزش 14 ميليون دلار از گمرك آستارا بيان كرد.
وي با بيان اينكه ترانزيت خارجي كالا به لحاظ وزن صفر درصد و از نظر ارزش 90 درصد كاهش داشته است، تصريح كرد: عمده كالاهاي ترانزيت خارجي لوازم چوب، فرآورده‌هاي نفتي، پنبه، الياف مصنوعي، پشم شيشه، شمش مس و ورق آهني بوده است.
مدير‌كل گمرك آستارا دليل كاهش ترانزيت خارجي را بستگي به قراردادهاي خارجي از جمله كشور آذربايجان براي خريد كالا از كشور مبدا ذكر كرد.
حاج فيروزآبادي به وجود آمدن مسير جديد ترانزيت به مقصد آذربايجان از جمله مسير تركيه به گرجستان را از ديگر دلايل كاهش ترانزيت خارجي برشمرد.
وي گمرك آستارا را در شاهراه توسعه اقتصادي دانست و تصريح كرد: گمرك آستارا با ايجاد تحول ساختاري مي‌تواند زمينه‌هاي رشد منطقه‌اي را فراهم كند.
مدير‌كل گمرك آستارا تلاش مجموعه اين گمرك را ارائه خدمات به‌روز به مراجعه كنندگان اعلام كرد.
حاج فيروزآبادي اجراي سيستم سلكتيويتي در بخش واردات و اجراي سيستم مديريت كيفيت را از برنامه‌هاي سال جاري در راستاي تقويت گمرك آستارا عنوان كرد.
شهرستان مرزي آستارا در شمال غربي گيلان قرار دارد و با داشتن جاذبه‌هاي ساحلي، كوهستاني و مرزي از مهمترين مراكز گردشگري كشور است.
سالانه 5/4 ميليون نفر گردشگر داخلي و 500 هزار نفر گردشگر خارجي از آستارا بازديد مي‌كنند.

«جنگجوی سربی» نخستین فیلم ایرانی در فضای حس‌گر

نخستین فیلم ایرانی در فضای حس‌گر

«جنگجوی سربی» نخستین فیلم ایرانیدر فضای حس‌گر

 كارگردان فیلم داستانی «جنگجوی سربی» با اشاره به این كه فیلمبرداری این كار روز پنجشنبه در شهرك سینمایی دفاع مقدس كلید خواهد خورد، گفت: این اولین فیلم ایرانی در فضای حس‌گر است. حمید بهمنی در خصوص ساخت فیلم داستانی «جنگجوی سربی» اظهار داشت: قبل از ساخت فیلم سینمایی «گلوگاه شیطان» كه پروژه سنگینی به لحاظ تولید و فیلمبرداری دارد قصد دارند فیلم داستانی جنگجوی سربی را بسازند. در واقع اولین فیلم ایرانی در فضای حس‌گر و سینمای حسی خواهد بود.

وی افزود: این فیلم فیلمی سه پرده‌ایی است و نه سه بعدی در واقع شامل بعد حس می‌شود و حس را از طریق یك صندلی مخصوص به مخاطب انتقال می‌دهد و در واقع در صحنه‌های اكشن می‌تواند حس لازم را به مخاطب منتقل كند.«جنگجوی سربی» در فضای سیمولیشن ساخته می‌شود، سیمولیشن در واقع به معنای همذات‌پنداری است كه مخاطب در لحظاتی از فیلم از طریق صندلی مخصوص می‌تواند درون فیلم قرار گیرد كه این موضوع قرار است برای اولین بار در سینمای ایران، رخ دهد.

این كارگردان سینمایی ایران تصریح كرد: «جنگجوی سربی» با سه دوربین فیلمبرداری خواهد شد و بعد از این كه مونتاژ كار به پایان رسید، فیلم به خارج از كشور می‌رود تا صحنه‌های مورد نظر آن را از طریق سیستم حسی تبدیل كنند.

وی ادامه داد: این فیلم فیلم جنگی و در ژانر دفاع مقدس است كه روز پنجشنبه فیلمبرداری كار در شهرك سینمایی دفاع مقدس آغاز خواهد شد. كار قصه ساده‌ای دارد و به دلیل این كه می‌خواهیم فضای ساخت فیلم در سینمای حس‌گر را تجربه كنیم ترجیح دادیم با قصه‌ای ساده این ژانر را تجربه كنیم.

بهمنی در ادامه اظهار داشت: «جنگجوی سربی» قصه یك رزمنده بسیجی است كه در حین یك عملیات شناسایی از سوی دشمن مورد حمله قرار می‌گیرد و بعد از یك مبارزه در سه مرحله سرانجام می‌تواند اطلاعاتی خود را به فرماندهانش برساند.

بهمنی خاطر نشان كرد: تحمل فیلم‌های بلند با صندلی‌های حس‌گر بسیار سخت است و به همین دلیل تایم این فیلم 15 دقیقه خواهد بود.

براساس این گزارش،از دیگر عوامل این فیلم می‌توان به نویسنده: حمید بهمنی و محمدحسن ساكی، برنامه‌ریز و دستیار اول كارگردان: مجتبی اسدی‌پور، مدیر تصویربرداری: كورش پیرو، طراح صحنه و لباس: حمید شهیری، مدیر جلوه‌های ویژه: حمید رسولیان و مدیر تولید: شهنام صلح‌جو اشاره كرد.

 

منبع : فارس

لاست؛ تلويزيون استراتژيکی که با آن به جان جهان افتاده‌اند

نقد و بررسي دكتر حسن عباسي بر سريال گمشدگان + فایل صوتی
لاست؛ تلويزيون استراتژيکی که با آن به جان جهان افتاده‌اند

اشاره: متن زير مشروح سخنراني دكتر حسن عباسي درباره نقد و بررسي سريال لاست (Lost) است كه سال گذشته در دانشگاه سوره انجام شده است.

گمشدگان یا لاست (Lost) مجموعه‌ای تلویزیونی است که پخش آن از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکه‌های خارجی آغاز شد.

این مجموعه تلویزیونی داستان 47 نفر از بازماندگان يك هواپيما را نشان مي‌دهد كه از سيدني استراليا به مقصد لس آنجلس در حال حركت بوده كه بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام سقوط مي‌كند.

افراد مختلف اين مجموعه هر كدام به عنوان نماينده يك تمدن به شمار مي‌روند كه مخاطب بعد از ديدن اين مجموعه تحت تأثير القائات فراواني درباره تمدن‌هاي مختلف قرار مي‌گيرد.

مشروح سخنراني را در زير مي‌خوانيم:

... اينها با تلويزيون استراتژيك امروزبه جان جهان افتادند. از سينماي استراتژيك عبور كردند. ناتوي فرهنگي امروز در تلويزيون استراتژيك است. امروز در ايران جوانان صرفاً به پاي فيلم سينمايي نمي‌نشينند، سريال‌هاي بالاي 40،‌50 قسمت مي‌بينند. دانشجوي ما مي‌آيد مي‌گويد سه شب غذا نخوردم، 86 قسمت سريال لاست (Lost) ديدم، زحمت بكش اينها را ببين بگو اين استنباط من درست است و شما هم اين را مي‌بينيد؟ سريال‌هاي 24، فرنس و لاست، دوره‌اي كه اينها شروع كردند، با فيلم سينمايي صرف نيست. من فقط ابعاد يكي از اين سريال‌ها را اجمالي معرفي مي‌كنم، خيلي از شما ديديد. منتهي ملاحظات استراتژيك پشت صحنه فيلم را مي‌گويم.

سريال لاست كه هم، گمشده معنا مي‌دهد و هم گمشده‌ها، داستان يك هواپيمايي است كه از سيدني استراليا راه مي‌افتد برود لس آنجلس بين راه گم مي‌شود و سقوط مي‌كند، در يك جزيره‌اي مي‌افتد پايين مجمع‌الجزاير اندونزي، گوشه‌هاي اقيانوس آرام. 47 نفر زنده مي ماند؛ اولاً آنجايي كه سقوط مي‌كنند در جزاير هاوايي است كه عين بهشت است، يعني تمام اين فيلم كارت پستال است. القاي اينكه بهشتي كه مدنظر بود، همين است. در اين فيلم براي شما يك بهشت ترسيم مي شود. برويد در اينترنت ببينيد فقط به زبان فارسي درباره اين فيلم چه خبر است! اگر افلاطون بود مي‌خواست امروز "جمهورش" را بنويسد فيلم لاست را مي‌ساخت. اگر سر توماس مور مي‌خواست كتاب "اتوپيا" را بنويسد، لاست را مي‌ساخت. اگر بيكن بود مي‌خواست "آتلانتيس نو" را بنويسد، لاست را مي‌ساخت.


جزيره جهاني جزيره‌اي است كه اينها در آن گمشده‌اند. 47 نفر باقي ماندند، كه اينها افراد و عناصري هستند از مكان‌هاي مختلف جمع شدند. اين 47 نفر را به تمدن‌هاي مختلف در كره زمين تقسيم كرده‌اند.

از تمدن اسلامي با يك ميليارد و 300 ميليون نفر يك نفر را آورده است. يك افسر شكنجه‌گر عراقي زمان صدام. اسم‌ آن سعيد جراح (Sayid Jarrah) كه يك هنرپيشه بسيار فاسد آمريكايي است. اين هنرپيشه يك رگش هندي است، يك رگش غربي است، همانند سلمان رشدي؛ اين در زندگي خانوادگي‌اش يكي از فاسدترين هنرپيشه‌هاي غرب است. يعني بك‌گراندي كه مخاطب از او دارد، اين را انتقال مي‌دهد به جامعه اسلامي. يعني نماينده‌‌‌ي يك ميليارد و 300ميليون مسلمان، در آن جزيره جهاني اين آدم است.

نماينده ‌كل 2ميليارد نفر شرق، يعني چيني‌ها، ژاپني‌ها، ويتنامي‌ها، لائوسي‌ها و كره‌اي‌ها، يك زوج كره‌اي هستند.

براي تمدن آمريكاي لاتين كه اسپانيولي زبان هستند يك زني را در فيلم به نام آنالوسيا (Ana Lucia Cortez) قرارداده‌اند كه اين زن در خود امريكا در ايالت كاليفرنيا پليس بوده است.

براي تمدن آفريقايي 3، 4 سياه پوست گذاشته، اما پنبه كار آنها را زده! يعني اصلاً حل شدند در فرهنگ امريكايي. مي‌ماند بقيه كه همه آنگلوساكسون (Anglo-Saxons)هستند.

از روسها يك نفر منفي كه يك چشمش بسته است.

از فرانسوي‌ها يك زني به عنوان نماد فرانسه ايفاي نقش مي‌كند، بقيه دو قطب اصلي هستند؛ يهود كه نماينده اصلي آن بنجامين (Benjamin Linus) است و بازيگر آن اصلاً يهودي است، از يهوديان اشكنازي كه قيافه‌اش كاملاً يهودي است و اسمش هم يهودي است. اين از يكي دستور مي‌گيرد بنام جكوب (Jacob) كه ما به آن يعقوب مي‌گوييم. يك اسم يهودي است. يعني پشت صحنه اداره جزيره جهاني، يهود است. بازيگران اصلي همه آنگلوساكسون هستند، همه انگليسي تبار هستند. يعني آمريكايي، كانادايي و استراليايي.

نقش اول فيلم يك آمريكايي است به نام "جك شفرد" (Jack Shephard) يعني چوپان. مسيحي‌ها معتقدند كه هركسي مسئوليت دارد، چوپان گله است. يعني از اول صحنه كه هواپيما سقوط كرده، چوپاني گله را شروع مي‌كند. اسم پدرش "كريستين شفرد" است. كريسيتين (Christian) يعني مسيحي. چوپان مسيحي. اين انسانِ تراز ليبراليسم است. انسان باكلاس ليبرالها. بلافاصله انسان منفي ليبرالها را معرفي مي كند. يعني ساوير (Sawyer). از داستان "تام ساوير" اين عنوان را گرفته است. ساوير، انسان تراز پايين است.

يك پرانتز بازكنم يك دقيقه فلسفه هنر بگويم. در فلسفه هنر مي‌گويند كه شما بايد تراژدي ارائه كنيد. هركس كار هنري مي‌كند بايد تراژدي بدهد. تراژدي كشمكش بين دوگروه ديونيزوس(Dionysus)و آپولون (Apollonius). آپولون مرد است و نظم ايجاد مي‌كند، باصطلاح خوب است. ديونيزوس نماد زن است بي‌نظمي و هرج و مرج را دنبال مي‌كند و آشوب و به‌هم‌ريختگي را مي‌خواهد. از زمان ارسطو قراربود بين اين دو شخصيت كاتارزيس (Catastasis) صورت بگيرد. يعني انسان تصفيه شود. از تقابل بين اين دو مثلاً ما بزرگترين تراژدي را قضيه عاشورا مي‌بينيم، مي‌گوييم خوب‌ها يك طرف و بدها يك طرف اينها به تقابل رسيدند، تصفيه ما در اين صورت مي‌گيرد كه نگاه كنيم و از آن درس بگيريم. از نيچه به اين طرف، فلسفه هنر تغيير مي‌كند؛ مي‌گويد نظام آپولوني را كنار بگذاريد. بچسبيد به ديونيزوسي.

نمونه آن را ماه رمضان امسال در تلويزيون ديديد. اين سري فيلم‌ها كه اخيراً ساخته مي‌شود مثل سريالهاي 80 قسمتي و در طول سال مي‌بينيد، آن مدل كه هيچكس در آن قهرمان نيست، همه عوضي هستند، همه كارهايشان بد است. همه از يك سطح بخصوصي به پايين است، اين را "هنر ديونيزوسي" مي‌گويند. سر افطار مردم مي‌روند توالت دستهايشان را خشك مي‌كنند، حرفهاي زشت و ركيك مي‌زنند، صداي مردم را درمي‌آورند. به اين مي‌گويند هنر ديونيزوسي. يعني همه چيز بي‌نظمي و بي‌اخلاق. هيچكس انسان تراز ندارد. اصلاً در اين فيلم آدم بزرگ نمي‌بينيد. يك سريال هم بود شخصيتي داشت به نام "داداشي" كه همه بچه پيغمبر بودند. از اول آن شما مي‌دانستيد بالاخره يك روز همه جمع مي‌شوند، همه چيز درست مي‌شود، نظم برقرار مي‌شود. به آن مي‌گويند هنر آپولوني.

اين كه سريالهاي ما جذابيت ندارد و فيلم‌هاي خوبي نداريم، بدين علت است كه آن ابزاري كه از آن طرف آوردند بنيادش ايراد دارد. اين كه يك هنرپيشه زن را گريم كنند اين كه نمي‌شود هنر. كارگردان‌هاي ما را جمع كنيد يك امتحان فلسفه هنر از آنها بگيريد 99 درصد آنها رد مي‌شوند. دليل اينكه اين فيلم اينقدر جذابيت دارد، بدين خاطر است كه انسان تراز ليبراليسم با انسان ديونيزوسي آن، اينگونه نيستند. از صفر تا 100، انسانهاي تراز ليبراليسم را معرفي كرده است يعني شما هرچه در سرزمين خود بوديد آن را رها كنيد! در تفكر ليبرالي وقتي آمدي اينجا حالا استعداد خود را بروز بده. اول سردر تمام فرودگاه‌هاي آمريكا وقتي پياده شويد اين جمله نوشته شده است: "آمريكا سرزمين فرصت‌ها". يعني اين سرزمين، سرزمين فرصت‌هاست. اگر پياده شدي كار نداريم كه در دنياي قبل تو چه بودي، بارها در اين فيلم اين جمله تكرار مي‌شود، لذا هركس امكان دارد استعداد خود را بروز دهد. يعني ليبراليسم از صفر آن "ساوير" و 100 آن "جك شفرد" كه چوپان اينهاست.

جان لاك (John Locke) پدر ليبراليسم است. نفر سوم اين فيلم جان لاك است. تمام نكات اصلي كتابهاي فلسفه ليبراليسم را درآوردند و در دهان اين آدم قرار دادند، درتمام اين 86 قسمت. مثلاً جمله معروف دارد كه مي‌گويد "اين تو نيستي كه مي‌تواني به من بگويي كه چكار نمي‌توانم بكنم" ببينيد جمله پيچيدگي دارد. اين تو نيستي كه به من بگويي چكار نمي‌توانم بكنم. اين را در اين فيلم تا شماره 5 آن 5 بار تكرار مي‌كند. يعني شما از پاي فيلم بلند مي‌شويد بدون اينكه خودتان متوجه شويد دوره ايدئولوژي ليبراليسم را گذرانديد. انديشه جان لاك در القاي غيرمستقيم كامل متوجه شديد.
نفر بعدي كه نقشش خيلي مهم است در اين فيلم دزموند (Desmond Hume)، يا ديويد هيوم (David Hume) همان كه كانت(Immanuel Kant)مي‌گويد "اين مرا از خواب جزمي بيدار كرد" كسي كه رسماً مي‌گويد من ملحدم؛ يعني پدر امپريسم (Empiricism) پدر حس‌گرايي، يعني هرچه در حس و تجربه نگنجيد، باورپذير نيست. پدر فلسفه انگليس؛ اينقدر علني اعلام كردند كه اين جزيره جهاني است، هركدام از تمدنها يك درصدي دارند اما مديران اين تمدن كه با يكديگر دعوا مي‌كنند، انسانهاي ليبرال آمريكايي و انگليسي هستند.

نفر بعدي مجموعه زنهاي اين فيلم هستند 10 نفر زن اصلي دارد. زن در ادبيات استراژيك يعني سرزمين (Land) و عقيده(Oponion). مثلاً مي‌گوييم مام ميهن. عقيده هم تاء تأنيث دارد، مؤنث است. در ادبيات نمايشي زمان يونان مي‌گفتند كه زن را در تئاتر وقتي مي‌آوريد يعني سرزمين و عقيده‌اي كه تصرف مي‌شود. يعني در اين فيلمها وقتي خانمي سيبي به كسي ديگري مي‌دهند، نمادش اين است كه اجازه مي‌دهد تصرف شود؛ نماد شب زفاف.

شما نگاه كنيد 10 زن اصلي كه در اين فيلم است اولين كه مهمترين آنهاست "كيت" (Kate) است. اين دختر يك موسيونر(missioner) مذهبي بوده است. فاميلي اصلي او، ليلي اوانجلين (Evangeline Lilly) است. مدتي در فيليپين بوده كه برود موسيونر مذهبي شود. اين كانادايي الاصل است.

نفر دوم يك زن آمريكايي است به نام "ژوليت" (Juliet Burke) كه اين كارش در جزيره كه هيچ بچه اي به دنيا نمي‌آيد تلاش مي‌كند در اين جزيره بچه به دنيا بياورد و هر زني كه حامله شود، مي‌ميرد. وقتي يهوديان او را مي‌آورند اين جزيره به خاطر اين است كه زاد و ولد تمدني ايجاد كند. زن يادتان باشد نماد سرزمين است. كساني كه تصرف مي‌شوند.

نفر سوم اسمش "كلير" (Claire Littleton)، هنرپيشه استراليايي است. تنها كسي كه در اين جزيره حامله است و بچه به دنيا مي‌آورد و به‌عنوان تنها تمدني كه زاد و ولد مي‌كند و در آينده باقي مي‌ماند اين زن است و اسم بچه او "هارون" (Aarun) است. هارون در نگاه ما برادر "موسي(ع)" است، در كاركردي كه وقتي موسي‌عليه‌السلام مي‌رود كوه طور و برمي‌گردد، وقتي اينها گوساله پرست مي‌شوند مي‌گويد زورم به آنها نرسيد. اما در يهود و مسيحيت هارون همان كسي است كه "گوساله" را ساخت. تكرار مي‌كنم هارون در انديشه مسيحي و يهودي كسي است كه خود سامري است يعني آن گوساله را ساخت. تا برادرش رفت كوه طور و برگشت همه را گوساله پرست كرد. تنها كسي كه در تمدن بشري باقي مي‌ماند و از آنگلوساكسون‌هاست، سامري است و مي‌نويسند كه مسلمانها در قرآن به حرف ما اعتقاد ندارند. مي‌گويند هارون، سامري نيست. اما يهود و مسيحيت معتقدند كه سامري است. نسلي كه باقي مي‌ماند از آنگلوساكسون‌ها در نظام تمدن آينده سامري است.

زنبعدي، زني است به نام "پنلوپه" (Penelope) در انديشه يوناني يعني زن وفادار. كسي است كه تا وقتي شوهرش اوديسيوس رفت جنگ و برگردد 108 خواستگار داشت، ماند به پاي شوهرش. انگليس كشوري بود كه ريخت در درياها و سرزمين‌ها را گرفت. در اين جزيره، كسي كه بدون هواپيما آمده باشد، هيوم است. هيوم، پدر فلسفه انگليس و پنلوپه نماد سرزمين و عقيده انگليس كه نمي‌خواهد غير از خود هيوم با كس ديگري ازدواج كند، با يك كشتي سه سال دربه در دنبال هيوم مي‌آيد. زني وفادار و آخر فيلم هم او افراد را از جزيره نجات مي‌دهد. پدرش لرد (Lord) است. انگليسيها طبقه اشراف دارند. نماد سرزمين انگليس كه به غير از ديويد هيوم به كسي توجه ندارد.

زن بعدي آنگلوساكسون شانون (Shannon Rutherford) است. هتل هيلتون درتمام دنيا را مي‌شناسيد. اين شخص، دختري داشته كه مانكن و بسيار زن فاسدي است. نماد بخشي از زندگي آمريكايي با هيكلي مشابه هيكل باربي، شانون است. اين پسر مسلمان، عاشق اين مي‌شود و در فيلم اين القا را مي‌كند كه انسان مسلمان، فقط در علاقه و تصرف سرزمين غرب فقط حق دارد با بخش "لمپن" سرزمين غرب ارتباط برقرار كند. بسياري از جذابيتهايي كه غرب براي جوانهاي ما دارد جدابيتهاي بخش لمپني غرب است، نه جذابيتهاي به درد بخور غرب.

زن بعدي يك زن سياه پوست است به نام "رز" (Rose Henderson). زن پيري است كه نماد آفريقاست. آنالوسيا كه اشاره كردم نماد آمريكايي لاتين است.

"سان" (Sun) كه در زبان انگليسي خورشيد معنا مي‌دهد، نماد سرزمينهاي شرقي است و دَنيله (Danielle Rousseau)هم نماد سرزمين‌ فرانسه است. نسبت اينها چگونه تعريف مي‌شود؟

چرا اين فيلم جذابيت دارد و خط تعليقش را جوانها دنبال مي‌كنند؟ تعليق يعني پادرهوا بودن. فيلمي اگر تعليق داشته باشد مي‌گويند، كشش دارد. خط تعليق فيلم به خاطر اين 5،6 كاراكتر است.

ادامه نوشته

ما بايد به جاي "فرار"، "هجرت" كنيم

تحليل حسن عباسي از سريال فرار از زندان/بخش دوم + فایل صوتی
ما بايد به جاي "فرار"، "هجرت" كنيم
 چيزي بالاتر از "امنيت" وجود دارد که آن "حقيقت" است

اشاره: متن زير بخش دوم سخنراني دكتر حسن عباسي پيرامون تحليلي بر سريال فرار از زندان (Prison break) مي‌باشد كه در فرهنگسراي ارسباران تحت عنوان سلسله بحث‌هايي پيرامون نقد و تحليل برفيلم‌ها و سريال‌هاي هاليوودي ايرادشده است.

بخش دوم تحلیل این سریال در پی می‏آید:

جيمز وسلر قبلاً مأمور سرويس‌هاي امنيتي بوده است. او از اطلاعاتي خبر دارد كه نظر ژنرال اين است كه مايكل و ديگران بتوانند او را فراري دهند. ويژگي مايكل اين است كه در هر زنداني كه باشد همه به او نزديك مي‌شوند و به او اميد مي‌بندند، چون عامل فرار است. به قضيه افلاطون برمي‌گرديم؛ آن كسي كه از بيرون وارد غار شد همه به او اميد مي‌بندند كه با او بتوانند فرار كنند.

در زندان سونا دانه درشت‌هاي چند مليتي نگهداري مي‌شوند نه قالپاق‌ دزدها. زندان سونا شبيه گوانتانامو و كاملاً خودمختار است و حكومت دارد. در آنجا رالچر كه چهره اصلي است و زندان را كاملاً سوسياليستي و با انگاره‌هاي سوسياليست اداره مي‌كند و نوعي كيبوس است. در تفكر سوسياليستي، كيبوس نوعي جامعه است كه بايد هر قدر مي‌توانيد كار انجام دهید، اما برداشت به مقدار نيازتان است. بعد از فروپاشي شوروي كيبوست‌ها در شوروي جمع شدند. دو سال پيش در سال 1386، آخرين كيبوست در اسرائيل برچيده شد. محيط‌هايي هستند كه زندگي اشتراكي دارند.

اصطلاح برابري كه شما در اين فصل در زندان سونا مي‌بينيد به همان كيبوس و يك جامعه سوسياليستي اشاره مي‌كند. در هر 13 قسمت سري سوم كه عنوان سونا را از سردر آن شروع مي‌كند و پايين مي‌آيد، حرف اصلي اين است: "سونا يك خيابان يكطرفه است". يعني همه وارد آنجا مي‌شوند، ولي هيچ كس از آنجا بيرون نمي‌آيد مگر بميرد. پس سونا مثل گوانتانامو يك خيابان يكطرفه است افراد وارد آن مي‌شوند فقط جنازه آنها از آنجا بيرون مي‌رود. فقط با مرگ مي‌توان از آنجا خارج شد. البته بعضي‌ها از گوانتانامو آزاد شده‌اند.

تي بگ همان چهره فاسد و آلوده كه در سري 1 و 2 ديديم كه خود را به مايكل نزديك مي‌كرد، در فصل 3 خود را به رالچر نزديك مي‌كند. به قول عوام زير آب اطرافيان رالچر را مي‌زند و خود را به او نزديك مي‌كند و در پناه او مي‌ماند و آرام‌آرام جايگزين او مي‌شود و اختيار زندان را به دست مي‌گيرد. مايكل كتاب رمزي تهيه كرده بود و جيمز وسلر آن اطلاعات اصلي را داشت تا آن را از طريق فاضلاب خارج كند. آن كتاب به دست تي‏بگ مي‌افتد. كشيشي براي زندان و آقاي رالچر پول مي‌آورد. تي‏بگ آن پول را در زندان توزيع مي‌كند و اداره زندان را به دست مي‌گيرد.

در واقع سونا را از يك جامعه كيبوس و سوسياليستي به يك جامعه ليبراليستي و كاپيتاليستي تبديل مي‌كند. وقتي ابزارهاي قدرت به دست انسان‌هاي آلوده مي‌افتد مي‌توانند جامعه زندان را اداره كنند. اصطلاحي كه جلسه گذشته در نقد سريال 24 به آن اشاره كردم اين بود كه سياست فن دستيابي به قدرت و چگونگي حفظ آن به هر قيمتي است. در اينجا استاد علم سياست تي‏بگ است. اين شخص آن قدر راحت خود را در هر گروهي وارد و به هر گروهي رخنه و خود را تثبيت می‏کند كه در زندان سونا كه بهتر است بگوييم همان گوانتاناموست اختيار همه را به دست خود مي‌گيرد.

البته سري 2 و 3 بسيار ضعيف ساخته شده است. همان طور كه منتقدين هم اشاره كردند و در اين باره نوشته‌اند. در سري 4، بالاخره جيمز وسلر توسط مايكل فراري داده شد و اصرار ژنرال كه بزرگ كمپاني است بر اين است كه اينها هر طور شده به خاك آمريكا برگردند و آن اطلاعات را پيدا كنند. در واقع آن اطلاعات اصل نيتي است كه آنها بايد دنبال مي‌كردند و به آنجا مي‌آمدند.

در اينجا از زندان سونا در پاناما مي‌گريزند و وارد خاك آمريكا مي‌شوند. در اينجا مايكل متوجه حقيقتي مي‌شود. عنوان سري 4، "هدف، نابودي فيلا" است.

همان طور كه در سريال Alias ديديد ده دوازده نفر دور هم جمع مي‌شدند و هر يك كليدهايي داشتند و گروهي بودند كه جهان را اداره مي‌كردند. شش كارت وجود دارد كه دست شش نفر است. اين شش كارت وقتي كنار هم قرار مي‌گيرند فيلا را مي‌سازند. فيلا مثل قطعات پازل است. وقتي ساخته شد و كنار هم قرار گرفت و اين شش آدم مختلف كنار هم قرار گرفتند چهار چوب و عناصر كمپاني را زير نظر ژنرال شكل مي‌دهند. اطلاعاتي كه روي كيت دست اينها موجود است اطلاعات پايه براي انرژي جهان است و انرژي و حيات و بقاي آمريكا به آن بستگي دارد. اينجاست كه مايكل بايد جيمز وسلر را به خاك آمريكا بياورد تا اين اطلاعات پيدا شود. به چه علت؟ چون فكر مي‌كنند اين اطلاعات گم شده است. در اينجا مايكل متوجه مي‌شود مادرش نمرده و زنده است. مادرش، كريستينا به همراه پدر مايكل عضو كمپاني، حزب يا آن سيستم امنيتي بودند. پدرش توسط مأمورين امنيتي كشته مي‌شود. مادرش اطلاعات فيلا را مي‌دزدد و در چنگ خود مي‌گيرد. هدف او نابودي اين ژنرال و آن مجموعه است. در انتهاي فيلم مادرش و ژنرال كشته مي‌شوند. ژنرال روي صندلي الكتريكي نشانده و اعدام مي‌شود. آنچه كه در اينجا مشخص مي‌شود اين است كه اصلاً لينكلن برادر مايكل نبوده است. يعني كسي كه مايكل از روز اول به قصد نجات او وارد زندان شد تا او را از آنجا بيرون بياورد اصلاً برادرش نبوده است. مادرش اعتراف مي‌كند كه لينكلن بچه كودني بود و پدرت او را به خانه آورد و بزرگ كرد.

بالاخره مايكل آن اطلاعات را پيدا مي‌كند قبل از اينكه دست مأمور وزارت امنيت داخلي به اين اطلاعات برسد و اين قسمت را او بايد مي‌آمد و دنبال و پيگيري مي‌كرد، آن اطلاعات در اختيار كلرمن مأمور سي.آي.اِي قرار مي‌گيرد. در انتها مايكل مي‌ميرد. چهار سال بعد را مي‌بينيم كه سارا كه قبلاً با مايكل ازواج كرده بود از او بچه دارد. افرادي كه زنده مانده‌اند سر قبر مايكل آمده‌اند. در اينجا تأكيد روي مسئله خانواده بسيار مهم است. در انتها دو نكته حساس روشن مي‌شود:

اولاً كلرمن، مأمور سي.آي.اِي تبديل به يك سناتور در خاك آمريكا مي‌شود و موفق مي‌شود به عنوان يك سناتور قدرت را به دست بگيرد.

نكته دوم اينكه اطلاعات آن فيلا اطلاعات آن شش كارتي كه مثل قطعات پازل كنار هم جمع مي‌شد و آن كيت را شكل مي‌داد و مسائل اطلاعات و انرژي را رقم مي‌زد به دست كلرمن، مأمور سي.آي.اِي مي‌افتد. نتيجه اينكه دوباره سي.آي.اِي، حكومت و قدرت و كسي كه از اول همه بازي‌ها را شروع كرد در انتهاي ماجرا هم برنده است. در جايي همسر يكي از اين افراد به اين شخص كه الان به سناتور تبديل شده است مي‌رسد و به صورت او آب دهان مي‌اندازد. البته كلرمن هم به مأمورين اجازه نمي‌دهد كه با آن خانم برخورد كنند. كسي كه به سادگي در سري اول آدم مي‌كشت و موانع را برمي‌داشت، در نهايت سناتور مي‌شود و كسي است كه به آن اطلاعات اصلي دست مي‌يابد. اين سريال چند نكته اصلي و اساسي دارد كه آنها را برمي‌شمارم. اينها نكات اصلي و مؤلفه‌هاي استراتژيك فيلم هستند. تصويري كه از قدرت و بقاي تمدن در ذهن شما مي‌نشيند اينهاست:

مؤلفه اول، اداره آمريكا و جهان توسط كمپاني است. همان طور كه شما آن را در (Alias) تحت عنوان اتحاديه مي‌شناختيد. اين نخستين تصويري است كه در ذهن مي‌نشيند كه اگر مقررات زندان را حذف كند. آن گروه عدالت فكر مي‌كنند اگر به قانون پناه ببرند مي‌توانند اين فرد زنداني را از اعدام نجات بدهند. بعد مي‌بينند اگر به خانم رئيس جمهور بگويند تا شخص رئيس جمهور آنها را نجات بدهد. متوجه مي‌شوند كه رئيس جمهور هم قدرتي نيست و بايد از كشور فرار كنند. مي‌بينند همين قدرت آنها را از زندان سونا در پاناما دوباره به خاك آمريكا برمي‌گرداند. همه اينها نشان مي‌دهد اداره جهان توسط كمپاني‌هاست. اين اولين تصويري است كه ناخودآگاه به عنوان تصوير اصلي در ذهن نقش مي‌بندد.

مؤلفه دوم، سيطره نهادهاي امنيتي و در واقع حكومت امنيت پايه است. اين مشابه پيامي است كه سريال 24 مي‌دهد. در اينجا خط قرمز، امنيتي است كه چهارچوب‌هاي حكومتي تعريف مي‌كنند و هر آنچه از آن عدول كند با آن برخورد مي‌شود. در اينجا عدالت فداي امنيت مي‌شود. اين نكته بسيار مهم است. عدالت تابعي از امنيت است. نه اينكه امنيت تابعي از عدالت باشد. براي اينكه براي شما مشخص شود معني آن چيست، وقتي صحبت از جمهوري اسلامي مي‌كنيم كسي مثل تئوريسين اين حكومت يعني مرحوم مطهري چنين نگاهي به اسلام دارد كه اسلام را به عدالت بشناسيد، نه عدالت را به اسلام. اين نكته بسيار مهمي است. ما مي‌پرسيم عدالت چيست؟ مي‌گويند، برويد ببينيد در اسلام عدالت چگونه است. اما شهيد مطهري مي‌گويد، اگر خواستيد ببينيد چيزي اسلامي هست يا نه، ببينيد آيا آن به عدالت نزديك است يا نه. عدالت را بشناسيد. از ديد علي(ع) عدالت يعني هر چيزي سر جاي خودش باشد. وقتي قبول كنيد هر چيزي سر جاي خودش باشد. اين همان عدالت است. اگر ما پذيرفتيم امنيت اصل باشد نه عدالت. جامعه امنيت محور را به هر نامي مي‌توانيم بخوانيم، مثل جامعه ماركسيستي، ليبراليستي، اومانيستي، اسلامي، فاشيستي و.... در چنين جامعه‌اي معيار امنيت را چه كسي تعريف مي‌كند؟ در واقع امنيت چه كسي؟ امنيت چه چيزي؟ امنيت سرمايه، امنيت ثروتمندان، امنيت كارتل‌ها و تراست‌ها. آيا امنيت مردم مهم است يا شخص ديگر؟


ادامه نوشته

اهميت اين سريال بر ارائه‌ي تمام قد "مُثُل افلاطون" است

تحليل دكتر حسن عباسي از سريال فرار از زندان/1:
اهميت اين سريال بر ارائه‌ي تمام قد "مُثُل افلاطون" است

اشاره: متن زير بخش اول سخنراني دكتر حسن عباسي پيرامون تحليلي بر سريال فرار از زندان (Prison break) مي‌باشد كه در فرهنگسراي ارسباران تحت عنوان سلسله بحث‌هايي پيرامون نقد و تحليل برفيلم‌ها و سريال‌هاي هاليوودي ايرادشده است.

به گزارش رجانيوز،اين سريال در چهار فصل و81 قسمت ساخته شده است. فصل 1 و 2 آن هر كدام 22 قسمت است. سري 3 آن 13 و سري 4 آن 24 قسمت است.

داستان این مجموعهٔ تلویزیونی در مورد فرار دو برادر به‌ نام‌هاي مايكل اسكوفيلد (Michael Scofield) و لينكلن (Lincoln) از زنداني است كه در شيكاگو وجود دارد. لينكلن به خاطر اتهام به قتل برادر معاون اول رئيس جمهور آمريكا كه يك زن است به اعدام محكوم شده است. مايكل اسكوفيلدكه يكي از معمارهاي ساخت زندان بوده و داراي مدرک مهندسی سازه است خود را با نقشه‌اي حساب شده به زنداني كه برادرش در آنجاست می‌اندازد تا با استفاده از نقشه‌ای بسیار حرفه‌ای كه از زندان شيكاگو تهيه و در پشت خود خالكوبي كرده است او را از زندان فراری دهد. از سوي ديگر همسر معاون رئيس جمهور به‌همراه شبكه امنيتي‌ موجود، صحنه سازي قتل را هدايت كرده‌اند تا بتوانند برادر معاون اول رئيس جمهور كه در واقع كشته نشده است را از ديد عموم كنار ببرند و اعلام كنند كه او كشته شده است تا بتوانند با اين صحنه سازي به اهداف خود برسند. در اين فيلم "فرار" موضوع اصلي درنظر گرفته شده است.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم‌ الله ‌الرحمن‌ الرحيم و به نستعين إنّه خير ناصر و معين.

تصويري كه سريال‌هاي استراتژيك در ذهن مخاطب ايجاد مي‌كنند، تصويري از "قدرت و بقاست."

همان طور كه گفتيم "استراتژي" دانش بقاي يك جامعه است. وقتي اين مسئله براي يك جامعه موضوعيت مي‌يابد به مثابه كاري كه در پزشكي براي بقاي انسان انجام مي‌شود، بقاي يك جامعه هم قواعد خاص خود را دارد. اگر قواعد بهداشتي و پزشكي براي بقاي جسم انسان است، قواعد در دانش استراتژي هم قواعد سلامت و بقاي جامعه، تمدن، كشور و حكومت است.

تصويري كه در يك اثر هنري در ذهن ايجاد شود و در مناسبات قدرت، جامعه، حكومت و مناسبات اجتماعي به مباحث ايدئولوژيك و مكاتب فكري طعنه بزند. از اين حيث در متن خود يك انگاره استراتژيك را دارد. امروز موضوع مورد بحث ما سريال شناخته شده (prison break) يا "فرار از زندان" است. در اين مجموعه‌ها كه بحث كرديم، اين سريال تنها سريالي است كه به فارسي برگردانده شده و در طول اين دوره از معدود سريال‌هايي است كه تماشاي آن عموميت بيشتري داشته است. به دليل اينكه به زبان فارسي دوبله شده و طبيعتاً عموم مخاطب توانسته است با آن ارتباط بيشتري برقرار كند.

موضوع سريال (prison break)، "فرار" است. در اين فيلم فرار خط اصلي تعليق ناميده مي‌شود و شما تعليق اصلي را در مقوله فرار مي‌بينيد. درك و شناخت اين موضوع بسيار مهم و يك معضل تمدني است. هر چند استنباطي كه از مقوله‌اي به نام زندان داريم عموميت دارد و در تاريخ هميشگي بشر موضوعي به نام زندان عينيت داشته است، اما زنداني كه در اين سريال مي‌بينيم استمرار يك سابقه تاريخي در ادبيات غرب است. در عصر باستان، دوره‌ قرون وسطي و بعد هم در دوره مدرن يكي از ژانرهاي اصلي ادبيات و در دوره سينما و تلويزيون و كارهاي بصري و نمايشي مقوله فرار است.

اينكه چرا يك حصار، محدوديت، ديوار و چهارچوب اين چنيني به وجود مي‌آيد و انسان خود را ملزم مي‌داند كه فرار كند، در واقع اين فرار مداوم، چهره‌اي را از تمدن غرب مي‌سازد كه مي‌توانيم نام آن را "تمدن فرار" بگذاريم. يعني تمدني كه دائماً در حال فرار است. اينكه از چه چيزي فرار مي‌كند جاي بحث دارد.

در دوره مدرن يكي از شاخص‌ترين كارهايي كه مي‌توانيم ببينيم از "الكساندر دوما" اثر معروف "كنت‌ مونت كريستو" در زندان معروف فرانسه است. فرار از آن زندان‌ها دست‌مايه نويسندگان مشهور اين دوره‌هاست. در دوره‌اي هم كه ويكتور هوگو ‌كتاب "بينوايان" را مي‌نوشت، چهره اصلي داستان از ماهيتي كه در آن زندان برايش رقم مي‌خورد مي‌گريزد. عمده ادبياتي كه از "شكسپير" به اين سو در آثار "ديكنز" و سايرين در آراي ادبيات هم نمايشي و هم مكتوب انگليس وجود دارد اين است كه باز هم مقوله فرار مقوله بسيار مهمي است.

اين موضوع در مسئله كنت مونت كريستو جايگاه ويژه‌اي دارد. مونت كريستو به دليلي به زندان مي‌افتد. يك طرح طولاني مدت فرار را برنامه‌ريزي مي‌كند و در نهايت موفق مي‌شود كه بگريزد. غير از داستان معروف "كنت مونت كريستو" كه در ژانر فرانسوي آن ديده مي‌شود، انيميشن آن در سي چهل سال گذشته بارها ساخته شده و كتاب آن در سراسر دنيا ترجمه شده است. به ويژه فيلم سينمايي و سريال آن بارها از تلويزيون‌هاي جهان پخش شده است.

كار مهم ديگري كه مي‌توانيم از آن نام ببريم داستان معروف "فرار بزرگ" است. فيلمي كه بازيگراني چون استيو مك‌كوئين، جيمز گارنر، ريچارد بوستون و تعداد ديگري از هنرپيشه‌هاي مطرح آن دوران در آن بازي ‌كردند. يك زندان مخوف و كمپي از اسرا در آلمان نازي بود كه اين زنداني‌ها سعي كردند از آنجا فرار كنند. البته همان زمان كارهايي از زندان ساخته مي‌شد كه در آنها نيت فرار نبود."المپيك در بازداشتگاه" متقارن با چهار سال بعد از المپيك برلين بود. در اين فيلم تعدادي زنداني لهستاني و اسراي كشورهاي ديگر طرح المپيكي را داخل زندان دادند و آن را در همان زندان برگزار كردند.

اما اثر معروف "فرار بزرگ" كه بسيار تأثيرگذار بود و با بازي هنرمندانه استيو مك‌كوئين انجام شد چهارچوب و ملاحظات اساسي فرار را در دوره طولاني در ذهن‌ها بست.

كار ديگري از استيو مك‌كوئين در مقوله فرار مي‌بينيم. "ويليام شايرر" كتابي در دوره استعمار نو از يكي از جزاير حوالي جزاير گوام و جاهاي ديگر نوشت. در آن كتاب ماجراي زنداني بودن و فرار خود را بازگو كرد. كاري كه ويليام شايرر انجام داد در كتابي تحت عنوان "پاپيون" به نگارش در آمد. پاپيون كتاب معروفي بود كه يك ماجراي واقعي را به تصوير كشيد. از روي اثر پاپيون ويليام شايرر، يك فيلم سينمايي با همين عنوان ساخته شد. هنرمندي "داستين هافمن" در اين فيلم در اوايل دوره‌اي بود كه او استعداد بازيگري خود را به عنوان يك فوق ستاره بروز مي‌داد. داستين هافمن در كنار استيو مك‌كوئين موفق شد اين كار را يك اثر جاودانه كند. فراري كه در اثر معروف ويليام شايرر يعني پاپيون از استيو مك‌كوئين و داستين هافمن ديده مي‌شود ويژگي‌هاي خاص خود را ارائه كرد.

كار معروفي از زندان بسيار شاخص آمريكا يعني "آلكاتراز" كه به همان شهرت زندان "باستيل" فرانسه است در دو سه دوره ساخته شد. سريال فرار از آلكاتراز و به‌ خصوص فيلم بسيار مهم "پرنده‌باز آلكاتراز" از اين جمله بود. برترند كاستر يكي از ستاره‌هاي خاص هاليوود در آن دوره بازيگر فيلم پرنده‌باز آلكاتراز بود. در اين فيلم وجوه، جوانب و ابعاد مسئله فرار به صورت جدي مطرح شده است.البته الان آلكاتراز به عنوان يك زندان شناخته نمي‌شود و تبديل به موزه شده است و توريست‌ها از آنجا بازديد مي‌كنند. به هرحال در تاريخ هر جامعه يك زندان شاخص و مشخص بخشي از ابعاد تاريخي آن را رقم مي‌زند.

در مناسبات تمدني هر تمدن، بازار، عبادت‌گاه، كليسا، كنيسه، معبد يا مسجدي دارد. در واقع هر تمدن ساختمان و عمارت حكومتي شاخصي دارد كه ممكن است به عنوان موزه مورد بازديد و ارزيابي قرار بگيرد. يك جزء همه حوزه‌هاي تمدني زندان است. يعني داشتن زندان و بازديد از زندان‌هاي پيشين و سابقه كهن هر جامعه ملاحظه اساسي اين حوزه است. زندان باستيل فرانسه و زندان آلكاتراز در آمريكا در ادبيات اين كشورها و به خصوص در دوره جديد در سينماي اين كشورها جايگاه ويژه‌اي دارند. به ويژه اينكه فيلم‌هاي شاخصي از آنها ساخته شده است و اين مكان‌ها كاملاً به جهان معرفي شده‌اند.

بعد از اين موارد، در اين حوزه فيلم ديگري ارائه شد كه در حوزه روان‌شناختي بود و ماهيت روان‌كاوي داشت. فرار از بازداشتگاه خاصي تحت عنوان زندان و حصارهايي كه به عنوان زندان و زندان‌بان مي‌شناسيم نبود. از دهه 50 قرن گذشته به بعد با ژانري از سينما و ادبيات در اين دوره آشنا مي‌شويم كه در آسايشگاه‌ها و جاهايي كه بيماران رواني را نگه مي‌دارند افرادي هستند كه مايل به فرارند. در اينجا ديگر زندان‌بان يونيفورم به تن ندارد. در اينجا نام زندان‌بان دكتر است. زندان‌بان يك پرستار يا يك امدادگر است. روپوش سفيد دارد و در دستش به جاي اسلحه، باتوم و شوكر آمپولي است كه بلافاصله به او مي‌زنند و او را آرام مي‌كنند و به تخت مي‌بندند. اين دسته از زندان‌هاي جديد ماهيت جدي داشت. شاخص‌ترين فيلمي كه در اين زمينه مي‌شناسيد "ديوانه از قفس پريد" با بازي جك نيكلسون بود كه در حوزه روان‌شناختي و ماهيت روان‌كاوي نگاه جديدي به اين گزاره‌ها داشت.

در واقع اين فيلم سرآغاز دوره‌اي بود كه تعداد زيادي فيلم در اين باره ساخته شد. همين الآن كه جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در تهران در حال برگزاري است، تعدادي از فيلم‌هايي كه از كشورهاي خارجي در بخش خارجي جشنواره شركت‌ كرده‌اند داراي همان ژانرند. افرادي هستند كه زنداني‌اند و اين زندان ماهيت خاصي دارد و يك زندان رسمي نيست. افراد محصور و محبوس شده‌اند. آثاري كه از نروژ، فنلاند، شمال اروپا و جاهاي ديگر آمده است همان دغدغه را دارد. ماهيت اين رويكرد هنوز زنده است. يعني آنچه كه در كار جك نيكلسون در فيلم ديوانه از قفس پريد ديديد هنوز عينيت دارد. هنوز گروهي در جايي هستند و مايلند از پشت ديوارهاي آن آسايشگاه رواني و به قول عوام ديوانه‌خانه فرار كنند. اين افراد از سوي جامعه آزاد جمع‌آوري و به اين مكان منتقل شده‌اند و در آنجا نگهداري مي‌شوند. طبيعتاً بايستي در آنجا محبوس بمانند. پس اين ژانر همچنان زنده است.

مي‌توانيم در ادبيات غرب و ادبيات عمومي جهان سه دسته زندان برشماريم. اولي زنداني است كه ديگران رقم مي‌زنند. كسي را مي‌گيرند و پشت ديوارها نگه مي‌دارند. آن شخص هر لحظه كه بتواند فرار مي‌كند. اين زندان، "زندان سخت" ناميده مي‌شود و زنداني است كه ديگري رقم زده است. دومي زندان تشويقي‌‌ـ‌ تنبيهي است كه زندان نيمه سخت است. اين زنداني است كه حكومت‌ها مي‌سازند. نه آن ديوار رسمي حكومت و دستگاه قضايي آن، بلكه فضاي عمومي قوانين و مقررات حاكم و رايج و دست‌هاي پيدا و پنهاني كه در پشت حكومت‌ها وجود دارد و احزاب، گروه‌ها و عناصر اطلاعاتي و... آن را سامان و شكل مي‌دهند.

سومي زنداني است كه خود انسان براي خود مي‌سازد. انسان‌ها از تن و وجودشان براي خود زندان مي‌سازند و از آن مي‌گريزند. ويژگي سريال "فرار از زندان" اين است كه هر سه ويژگي را با هم دارد. يعني در قسمت اول، فصل 1، فرار از يك زندان سخت است. زندان به همين معني شناخته شده و رايج است. در اين سريال زنداني در شيكاگو است كه سعي مي‌كنند از آن بگريزند.

در فصل دوم زنداني است كه حكومت ساخته است. قوانين، مقررات و چهارچوب‌هايي است كه امكان آن نيست كه آنها در آمريكا بمانند. از اين رو به كشور پاناما مي‌گريزند. در مراحل آخر وقتي به آمريكا برمي‌گردند و وقايع را دنبال مي‌كنند زندان خودشان موضوعيت دارد.

نوع زندان سوم مقوله مهمي است كه باز در ادبيات ويژه انسان غربي جايگاه حائز اهميتي دارد. شناخت و ادراك آن بسيار مهم است. در اين نوع زندان، انسان تلاش مي‌كند از خودش فرار كند. انساني كه سعي مي‌كند ماهيت وجودي خودش را درنوردد و از خود بگريزد. اين ديگر راه نجاتي ندارد. يعني كسي كه از زنداني كه ديگري برايش رقم زده است مي‌گريزد شكل خوبي دارد.

وقتي انسان از زنداني كه حكومت با قوانين و مقررات برايش ايجاد مي‌كند عبور و فرار مي‌كند قابل فهم است، ولي وقتي انسان از خودش فرار مي‌كند معلوم نيست كه مي‌خواهد به كدام مقصد و مبدأ بگريزد. در اينجا موضوعي به نام "خودكشي" مطرح مي‌شود. خودكشي يك ژانر بسيار مهم در ادبيات نمايشي، رمان و مجموعه‌هاي نول‌ها و داستان‌ها در ادبيات غربي است. شما بارها در فيلم‌هاي سينمايي مختلف ديده‌ايد كه كسي بالاي ديواري رفته و تصميم گرفته است پايين بپرد و مردم مي‌روند تا مانع او شوند. پليس به او وعده‌هايي مي‌دهد. روانكاو و روانشناس مي‌آورند تا او را تسكين بدهد. احياناً يك كشيش يا فرد مذهبي مي‌آورند كه او را تسلّي و دلداري بدهد. در اين ميان وعده و وعيدي مدّ نظر است. آن شخص توقعات و انتظاراتي دارد و آنها بايد اين توقعات و انتظارات را برآورده كنند تا او پايين بيايد. به هر حال اين نوع خودكشي و فرار كه فرار از خود است، اصطلاحاً "فرار نرم" ناميده مي‌شود.


ادامه نوشته

عملیاتی شدن مسیر تله ‌کابین حیران


رئیس اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان گفت: مسیر تله‌کابین حیران از جاده‌های کنارگذر آستارا در منطقه حیران آغاز شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس از آستارا، امید عزیزی در جریان بازدید از روند پیشرفت مجموعه دهکده تفریحی گردشگری و تله‌کابین حیران به خبرنگار فارس اظهار داشت: مشکلات اجرایی طرح‌های گردشگری حیران در محور آستارا به اردبیل توسط مسئولان ذی‌ربط استان‌های گیلان و اردبیل باید برطرف شود.
وی ادامه داد: پروژه دهکده گردشگری حیران فرصت مناسبی است تا استان‌های گیلان و اردبیل برای جذب گردشگر به منطقه برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام دهند.
عزیزی با بیان اینکه منطقه جنگلی حیران در 75 کیلومتری آستارا به اردبیل یکی از مناطق زیبا و گردشگری شمال کشور به شمار می‌رود، افزود: گردنه حیران از پر جاذبه‌ترین مناطق گردشگری کشور است و همه مسئولان گیلان به اجرای کامل یک طرح ملی گردشگری در این منطقه تاکید دارند.
رئیس اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان با اشاره به اهمیت برخورداری منطقه حیران از امکانات رفاهی و تفریحی تصریح کرد: مسیر تله‌کابین حیران از جاده‌های کنارگذر آستارا در منطقه حیران آغاز شده است و به طرف مناطق جنگلی استان اردبیل ادامه می‌یابد.
وی با قدردانی از تلاش‌های مجری طرح تله‌کابین حیران خاطرنشان کرد: با راه‌اندازی و تکمیل این طرح علاوه بر بهره‌برداری گردشگران و علاقمندان به طبیعت از زیبائی‌های منطقه، برای تعداد بسیاری به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشتغال ایجاد می‌شود.
مجری طرح دهکده گردشگری، تفریحی و تله‌کابین حیران نیز در جریان این بازدید با تاکید بر همکاری مسئولان منابع طبیعی و راه و ترابری گیلان در اجرای کامل طرح گفت: این دهکده گردشگری دو ایستگاه مستقل دارد که یک مورد آن در جنگل فندقلو و دیگری در آخرین نقطه گردنه حیران با یک‌هزار و 725 متر ارتفاع از دریا احداث می‌شود.
احمد رستمی وسعت اجرای این طرح را 10 هکتار اعلام کرد و افزود: طرح دهکده گردشگری حیران با اعتبار 12 میلیارد تومان تا پایان سال جاری به بهره‌برداری می‌رسد.
وی ادامه داد: این طرح در حال حاضر با پیشرفت قابل قبولی در حال اجرا بوده و دکل‌ها و ایستگاه‌های بالا و پایین تله‌کابین پروژه از کشور اتریش خریداری شده و در منطقه نصب شده است.
به گفته رستمی تله‌کابین دهکده گردشگری حیران علاوه بر 33 کابین معمولی و ویژه، دارای رستوران و کافی‌شاپ نیز می‌شود.
مجری طرح دهکده گردشگری، تفریحی و تله‌کابین حیران با اشاره به ویژگی‌های این طرح خاطرنشان کرد: طرح دهکده گردشگری حیران در منطقه‌ای از گردنه حیران استقرار یافته که مشرف به دریای خزر و شهر مرزی آستارا بوده و چشم‌اندازهای زیبای گردنه حیران از طرف شرق و همچنین جنگل زیبای فندقلو از طرف غرب و جنوب آن قرار دارد ضمن اینکه قسمت شمالی را شهرهای مرزی جمهوری آذربایجان تشکیل می‌دهد.
منطقه حیران در راه ارتباطی آستارا به اردبیل از نقاط جنگلی بسیار غنی و سرسبز با گونه‌های مختلف درختان محسوب می‌شود.
این منطقه محل مرز مشترک بین استان‌های گیلان، اردبیل و کشور جمهوری آذربایجان است. 

متن و فايل صوتي فحاشي علي مطهري در مجلس شوراي اسلامي

رفتارهاي پرخاشگرانه علي مطهري و استفاده از ادبيات كوچه بازاري در صحن علني مجلس شوراي اسلامي در طي روزهاي اخير باعث نگراني و خشم مردم انقلابي از وي شده است. 
 
به گزارش رجانيوز، روز چهارشنبه گذشته بود كه این نماینده مردم تهران در خانه ملت هنگامي‌كه سخنان خود را در مخالفت با فوريت طرح معتبر بودن مصوبه شوراي عالي فرهنگي در خصوص دانشگاه آزاد اسلامي ايراد مي‌كرد با بيان اينكه اصولگرايان هيچ مشكلي غير از آقاي حسينيان و دوستانش ندارند با روسی دانستن ریشه خانوادگی کوچک زاده و خطاب قرار دادن وي به "كوچك‌اف" اين نماينده مجلس را از جمله آقایانی دانست که اصولگرایی را در مجلس دچار مشکل نموده است.
 
اين نماينده كه پيش از اين نيز در يك برنامه راديويي مناظره با مهدي كوچك‌‌زاده ديگر نماينده مجلس خود را بزرگ‌زاده خوانده بود بعد از عصبانيت و اعتراض كوچك زاده وي را با لفظ "خفه‌شو، بتمرگ، بتمرگ، ..." مورد خطاب قرار داد.
 
در جلسه روز سه‌شنبه هفته گذشته كميسيون فرهنگي نيز پس از ناكامي در متقاعد كردن اعضا در كنار زدن غلامعلي حدادعادل از رياست كميسيون فرهنگي، ادبيات كوچه بازاري خود را همراه با فحاشي به‌كار برده است.
 
در اين جلسه وي با اشاره به يحيي زاده گفت:‌ برخي از همين آقاياني كه الآن از آقاي حدادعادل دفاع مي‌كنند، وقتي من با آن‌ها جلسه خصوصي گذاشتم و از عملكرد كمسيسيون فرهنگي انتقاد كردم، اظهارات من را تأييد كردند.
 
در ادامه جلسه، ‌رسايي بعد از تكذيب يحيي زاده خطاب به مطهري گفت آقاي يحيي‌زاده مي‌خواسته شما را امتحان كند كه علي مطهري در واكنش به اين جمله رسايي، با لحن بي‌ادبانه‌اي گفت: "خفه‌شو مرتيكه"
 
متن و صوتي كه در پي مي‌آيد سخنان علي مطهري در روز چهارشنبه 2 تير در صحن علني مجلس است كه در مخالفت با فوريت طرح معتبر بودن مصوبه شوراي عالي فرهنگي در خصوص دانشگاه آزاد اسلامي ايراد شده است:
 
بسم الله الرحمن الرحيم
من چند نكته رو عرض مي‌كنم درباره طرح يك فوريتي؛ نكته اول اين است كه عنوان طرح اين است، طرح معتبر بودن مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در خصوص دانشگاه آزاد اسلامي
ببينيد اگر ما قبول داريم مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حكم قانون در اين مورد هم در حكم قانون است و اگر مجلس قانون را تصويب كرده است طبيعي است ما بايد صبر كنيم شوراي نگهبان نظر خود را اعلام كند اگر ايرادي بود ان شاءالله حذف خواهد شد اگر اينطور باشد بايد در مورد همه موضوعات ما يك چنين طرحي را ارائه كنيم بعد درباره طرح يك فوريتي در ماده 160 آئين نامه داخلي است كه توجيه يك فوريت عبارت است از نياز فوري جامعه و اولويت طرح و يا لايحه مورد نظر نسبت به ساير موارد مطروحه؛ اين چه نياز فوري الآن وجود دارد  قانوني تصويب شده رفته شوراي نگهبان چند روز ديگر به مجلس مي‌آيد اين كار انجام مي‌شود واقعاً جز اين جنجال‌هاي سياسي چه چيزي توجيه‌گر اين فوريت مي‌تواند باشد اگر خودمان شلوغ نكنيم واقعاً چه فوريتي براي اين طرح وجود دارد
مطلب بعدي استفاده ابزاري از سخنان رهبري است. ببينيد نظر رهبري درباره يك موضوع را بايد از مجموع سخنان ايشان درباره آن موضوع بدست آورد نه اينكه بخشي از آن را كه مورد قبول ماست مطرح كنيم و بخشي ديگر را ناديده بگيريم.
رهبر انقلاب در ديدار با اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس هفتم فرمودند: "وظيفه شوراي عالي انقلاب فرهنگي سياست‌گذاري است وظيفه مجلس قانون گذاري و وظيفه دولت اجرا است".

لذا خود رهبر انقلاب هم مثلاً آماده كردن نتيجه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را به عهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي گذاشتند و ارائه الگوي توسعه اسلامي ايراني را به عهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي گذاشتند و كار شوراي عالي انقلاب فرهنگي از اين قبيل و از اين سنخ است. اگر هم گاهي قانون‌گذاري كرده است شايد استنادي بوده چيزي بوده است حالا ايشان و امام فرمودند در حكم قانون، عرض كنم كه ما اين را قبول مي‌كنيم حالا مجلس وارد مسئله اي شده است قانوني را تصويب كرده است، اگر اشكالي داشته باشد شوراي نگهبان اين اشكال را مطرح خواهد كرد و بعد هم جناب آقاي حسينيان فرمودند كه براي اينكه مشكل اصولگرايان حل بشود، اصولگرايان هيچ مشكلي غير از افرادي مثل جنابعالي و دوستانتان كه برنامه ديروز را ارائه كرديد ندارند هيچ مشكلي غير از امثال شما ندارند مثل آقاي كوچك‌اف كه ريشه روسي دارد قبلاً اسمشان كوچك‌اف بوده، بعداً تبديل به كوچك زاده كردند و بايد اين را روشن كنند (اعتراض كوچك‌زاده) مطهري: "خفه شو بتمرگ، بتمرگ ...(از انتشار اين لفظ رکيک معذوریم اما در فايل صوتي آن موجود است)" (اعتراض نمايندگان)
 
ابوترابي: 261 را باز كنيد
 
وظيفه اصلي شوراي عالي انقلاب فرهنگي همين در مسائل كلان كشور و بسياري از پاسخهاي رهبري درباره شوراي عالي انقلاب فرهنگي در دوره مجلس ششم بوده است در آن دوره‌اي بوده است كه مجلس ششم شوراي عالي انقلاب فرهنگي را زير سئوال مي‌برده و مي گفته اساساً چنين نهادي قانوني نيست، رهبر انقلاب صحه مي‌گذاشتند كه نخير اين نهاد قانوني است در غير حال ما نمي‌گوييم كه مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي قانون نيست، نخير قانون است ولي من عرض مي‌كنم آن سخن رهبري را در كنارش بگذاريم كه وظيفه شوراي عالي انقلاب فرهنگي سياست‌گذاري است، وظيفه مجلس قانونگذاري و وظيفه دولت اجراست. اينها را با هم ببينيم به هرحال ما صبر مي‌كنيم شوراي نگهبان نظر خودش را ارائه كند و ما ان‌شاءالله همكاري خواهيم كرد اگر مشكلي باشد مجلس رفع مي‌كند و هيچ نيازي به طرح يك فوريتي نيست كه مجلس بيايد بعد از سه روز كه يك قانوني را تصويب كرده است باز بگويد من غلط كردم تحت تأثير برخي آقايان و تحت فشار دولت اين كار بسيار بدي است  موجب وهن مجلس است. مجلس از شخصيت خودش دفاع كند و نگذارد يك عده قليلي مجلس را زير سئوال ببرند متشكر.

فايل صوتي