بعد از گذشت 2 ماه از انتخابات و فروکش کردن هیجانات رقابت های انتخاباتی، اکنون می توان قضاوت بهتری در خصوص آنچه که در هفتم اسفند و روزهای منتهی به آن اتفاق افتاده بود، انجام داد.
مطابق با نظریه «دوقطبی مرحبا و دلق پوش» که قبلا مطرح کرده بودم، در غیاب محور قطب دوم (فرهاد دلق پوش)، قطب اول یکه تاز میدان شد و سعی کرد تا با ایجاد «دوقطبی آستارایی و غیرآستارایی»، آرای قطب غایب را نیز به سمت خود جذب کند. در این میان، پس از ردصلاحیت محور قطب اول (شاپور مرحبا)، غلامرضا مرحبا با حضور دیرهنگام اما جنجالی خود، تقریبا موفق شد سبد آرای عمویش را از آن خود کند و تا حدودی نیز توانست به سمت دوقطبی جدید حرکت کند. یکی از دلایل این امر، قدرت سخنوری او بود که ادعاهای رقبا مبنی بر عدم توانایی در صحبت را رد کرده و همه نگاه ها را به سمت خود کشانده بود.
اقبال مردمی از غلامرضا مرحبا به حدی بالا رفت که برخی از کاندیداهای ضعیف تر، تصمیم گرفتند تا به وی پیوندند اما طمع آنها برای کسب امتیازات ویژه در ازای این ائتلاف، مانع از پیوستن ایشان به مرحبا شد.
در همین میان، جلسات میان اصولگرایان در حال برگزاری بود. حزب مؤتلفه اسلامی پس از رایزنی ها، نهایتاً در جلسه ای، اقدام به رأی گیری در میان اعضای شورای مرکزی خود کرد و تصمیم گرفت تا از غلامرضا مرحبا حمایت کند. شورای معتمدین اصولگرایان(؟) و سایر اصولگرایان در جلسه ای با مشترک با حزب مؤتلفه اسلامی، تصمیم خود برای ائتلاف با این حزب، بر روی کاندیدای واحد را اعلام نموده و این مسئله، رسانه ای شد. اما جالب اینجاست که حتی در درون خود، بر روی کاندید واحد، هیچگونه اجماعی نداشتند و تنها اتفاق نظر آنان، مخالفت کامل با غلامرضا مرحبا بود! حزب مؤتلفه اسلامی، تنها حزب اصولگرای شهرستان آستارا، تصمیمات خود را به متبوع خود در مرکز استان اعلام کرده و غلامرضا مرحبا به عنوان کاندیدای مورد حمایت حزب مؤتلفه اسلامی شاخه گیلان معرفی شد. در آن سو، با انجام برآوردهای معمول و نظرسنجی های مختلف و عیان شدن اختلاف فاحش مرحبا با سایر رقبا، شورای هماهنگی اصلاحات طی تماس های مکرر، سعی در جلب نظر مرحبا داشت و تا آخرین روز تبلیغات انتخاباتی نیز امیدوار بود تا بتواند وی را وارد لیست اصلاح طلبان کند اما ناکام ماند. در این سو و در واپسین روزهای منتهی به انتخابات، شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان، غلامرضا مرحبا را به عنوان کاندیدای مورد حمایت جبهه متحد اصولگرایان اعلام کرده و از تمام اصولگرایان شهرستان خواست تا به وی رأی بدهند.
برخی از کارشناسان حوزه سیاست داخلی معتقدند یکی از اصلی ترین دلایل ناکامی های اصولگرایان در برهه های مختلف سیاسی به خصوص انتخابات ها، پایین بودن هزینه ائتلاف شکنی است و متأسفانه ائتلاف شکنان مورد سؤال قرار نمی گیرند. برخلاف اصلاح طلبان که همواره بر روی کاندیدای ائتلافی، اجماع کرده و از وی حمایت می کنند، اصولگرایان عموماً پایبند به ائتلاف نبوده؛ به راحتی ائتلاف ها را شکسته و با به شکست کشاندن جریان اصولگرایی، هزینه تراشی می کنند.
این که چرا و چگونه برخی با استدلال های خاص، اقدام به مخالفت شدید با غلامرضا مرحبا کردند و حاضر به پیروی از ائتلاف نشده اما همچنان خود را اصولگرا می دانند، جای سؤال است. شاید تصمیم قابل تأمل را ولی داداشی گرفته بود که از ابتدا، خود را مستقل سیاسی معرفی کرده و از هرگونه موضع گیری یا جهت گیری سیاسی گریزان بود تا مبادا با شناخته شدن به عنوان اصولگرا، در موقعیت احتمالی انصراف به نفع مرحبا، قرار گیرد. مؤید این مطلب، آشکار شدن جهت گیری های اصولگرایانه وی در روزهای اخیر است که تا پیش از انتخابات از آن، احتراز می کرد.
یک هفته پیش از انتخابات، با پیش بینی مشارکت 90درصدی مردم (55 هزار رأی)، حدس زده بودم که غلامرضا مرحبا با حدود 40درصد آراء (20 تا 25 هزار رأی) به مجلس راه پیدا خواهد کرد. این پیش بینی در آن روز، مطابق با وضعیت جاری آن روز شهرستان انجام شده بود. اما روز انتخابات به گونه دیگری رقم خورد...
یکی از ویژگی های خاص این انتخابات، این بود که بسیاری از مردم تا روز رأی گیری، انتخاب خود را نهایی نکرده بودند و در انتخاب خود، تردید داشتند. اصلی ترین دلیل آن نیز، حجم فراوان تبلیغات منفی و جنگ روانی ستاد هر یک از کاندیداها علیه رقبای خود (مخصوصا مرحبا) در روزهای پایانی تبلیغات بود.
به عنوان فردی که ناظر بر یکی از صندوق های رأی بودم، شاهد روند خاصی در آرای مأخوذه بودم که شاید کم نظیر باشد. از ساعت آغاز رأی گیری تا هنگام ظهر، اکثریت مطلق رأی دهندگان، آرای خود را به غلامرضا مرحبا می دادند. این مسئله به سرعت در شهر جریان پیدا کرد. با نزدیک شدن به ظهر جمعه، میزان هجمه ها و تخریب ها علیه مرحبا به اوج خود رسید و همگان شاهد بودند که پیام ها و اخبار کذب و مخرب، با حجم وسیعی در تلگرام، دست به دست می شد. تخریب ها به حدی بالا بود که مردم مجاب شدند تا موقتا به سمت صندوق های رأی، نیایند. هنگام ظهر، تقریبا سکوت بر صندوق ها حاکم شده بود و تعداد افراد حاضر در شعبه های اخذ رأی، به طرز عجیبی کاهش پیدا کرد. جنگ روانی سنگینی که به راه افتاده بود، بسیاری را از حضور در انتخابات به کل منصرف کرد و شاهد کاهش معنادار مشارکت مردم در انتخابات شدیم. از ظهر تا عصر، وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کرد اما در ساعت های پایانی رأی گیری، به یکباره شاهد هجوم رأی دهندگان به شعبه های اخذ رأی بودیم. این بار، برگه های رأی به نام ولی داداشی به صندوق ها ریخته می شد و در ساعات پایانی شب، تقریبا فقط نام او بر روی برگه ها می آمد. این فرآیند تغییر نتیجه، مرهون تبلیغات وسیعی بود که در هفته آخر، توسط قطب ردصلاحیت شده انتخابات و در پوشش (...) صورت می گرفت. اما مگر تبلیغات چه بود؟!
دو مطلب عمده، لبه های قیچی برای بریدن آرای مرحبا بودند: یکی اینکه وی ساکن آستارا نیست و با شهرستان، آشنایی ندارد! دیگری این که پدرخواندهش، فرصت کمی برای سخنرانی به وی می دهد لذا وی کاندیدای نیابتی است و اختیاری از خود ندارد!
در ابتدای رقابت ها، هیچ یک از رقبا، مایل نبودند به شکل علنی، به جنگ لفظی با مرحبا بپردازند چرا که از واکنش منفی مردم، واهمه داشتند. یک نمونه آنکه کیوان اسدپور با حضور در روستای زادگاه مرحبا، الفاظ شدیدی را در خصوص وی به کار برد که واکنش منفی مردم را برانگیخت. (بدبین ترین فرد هم گمان نمی کرد که میزان آرای وی، حتی به 2000 نیز نرسد) اما حامیان داداشی با خیالی آسوده به این کار می پرداختند. دومین حرکت جالب داداشی (پس از اعلام استقلال سیاسی) نیز این بود که برخلاف سایرین، خودش در میتینگ ها، اقدام به تخریب مرحبا نمی کرد بلکه خودش تنها به بیان مواعظ اخلاقی می پرداخت و حامیان و طرفدارانش، عملیات جنگ روانی را پیش می بردند.
اسم رمز کودتا این بود: کاندیدای نیابتی...! این عبارت، بارها و بارها از سوی حامیان داداشی مطرح شده و وارد ادبیات حامیان سایر کاندیداها نیز شد. کار به جایی رسید که در اقدامی عجیب، عکس مرحبای پدر و پسر را بر روی تصویر شاه مخلوع و همسرش مونتاژ کرده و با عباراتی حاوی «سلطنت»، «شاهنشاهی»، «ولیعهد» و ... در سطح وسیعی منتشر کردند. جالب آن که به همین مقدار، بسنده نشد و در ادامه عکسی جعلی این بار از ولی داداشی ولی در واقع با هدف مظلوم نمایی وی منتشر شده و منتسب به ستاد مرحبا شد. بازی با افکار عمومی به وسیله عکس های جعلی، اقدامی مسبوق به سابقه ست چنان که در دوره قبل نیز با یک قطعه عکس فتوشاپی، انتخابات آستارا دگرگون شده بود...!
هر از گاهی، اظهارنظرهای جعلی منتسب به ستاد مرحبا منتشر شده و وی متهم به دروغگویی می شد. یکی از عجیب ترین این خبرها، خبر حمایت فرماندار و امام جمعه از مرحبا بود! خبری که اساسا غیرمنطقی بود! ماجرا از این قرار بود که مسئولان شهرستان تصمیم گرفتند تا به ستاد برخی از کاندیداها سرکشی کنند که از جمله آنها، ستاد مرحبا بود. در اقدامی مضحک، عده ای عکس این دیدار را با تحت عنوان حمایت مسئولان شهر از مرحبا منتشر کرده و این عمل کودکانه را منتسب به ستاد مرحبا کردند. تا بدین جا شاید اتفاق خاصی نیفتاده بود اما در اقدامی غیرمنتظره، فرمانداری آستارا اقدام به موضعگیری رسمی(!) کرده و طی بیانیه ای، ستاد کاندیدای مزبور را به خاطر این حرکت (بدون اینکه نام ببرد) محکوم کرد(!!!)
مظلوم نمایی های شدید حامیان داداشی، از آن تصادف مشکوک آغاز شده و به طرز مضحکی، ادعای ترور داداشی مطرح شده بود و در ادامه نیز با شیوه های مختلف، ادامه پیدا کرد که حمله شاپور مرحبا به این موج مظلوم نمایی در روز آخر تبلیغات، موجب مظلوم تر جلوه دادن داداشی شد. وقایع بسیاری در روزهای تبلیغات و یا حتی قبل از آن رخ داد که بیان آنها، بار حقوقی داشته و ممکن نیست. شاید فقط بتوان اشاره کرد که اذهان عمومی از قبل آماده شده بود که در روز انتخابات، تخلفات گسترده از سوی ستاد مرحبا صورت خواهد گرفت در حالی که...
یکی از درس های انتخابات 94 این بود که هیچ یک از طرفین، نتوانستند به خواسته های حداکثری خود برسند اما ناکام مطلق نیز نبودند. غیربومی ها که تلاش های همسوی خود را مسیر شکست مرحبا انجام می دادند، موفقیت نسبی به دست آوردند و از سوی دیگر، مرحبا نیز با ضرباتی که به آنها وارد کرده بود، باعث شکست همه آنان شد. در این موقعیت، وقایع سال 1378 تکرار شده و بازهم مرحبا در دقیقه 90، از حریفی گمنام جا ماند.
نتیجه آنکه با مشارکت حدود 50 هزار نفر در انتخابات، ولی داداشی با 28درصد آرا (بیش از 14 هزار رأی) به عنوان نماینده جدید آستارا انتخاب شد. این حدنصاب، پایین ترین حدنصاب در تمام دوره های اخیر بوده و حتی کمتر از تعداد آرای اسماعیل آهنی، نماینده دوره دوم مجلس می باشد که در سال 1362 راهی مجلس شده بود. علاوه بر آن، بخش اعظم این آراء، خاکستری بوده و به شیوه سلبی، فراهم شده اند. یعنی عموماً برای اینکه حاضر به رأی دادن به سایرین نبودند، به داداشی رأی داده اند. بخشی از جامعه، به دلایل نامشخص، از شرکت در این دوره انتخابات منصرف شده بودند. در میان شرکت کنندگان در انتخابات نیز، بیش از 70درصد جامعه، به داداشی رأی نداده اند و آن میزانی هم که به وی رأی داده اند، در اصطلاح جامعه شناسی سیاسی، آرای سلبی نامیده می شوند. لذا داداشی به شدت با بحران مقبولیت روبرو بوده و باید برای کسب آن، تلاش کند که اگر چنین تصمیمی بگیرد، از وظایف ذاتی جایگاه خود، دور خواهد شد. از دیگر سو، باید دید کسانی که در ایام تبلیغات، حمایت مادی از داداشی انجام داده اند، در ازای این حمایت، چه خواسته هایی خواهند داشت...
برای نشان دادن عمق مطلب آرای خاکستری باید به این نکته توجه کرد که صفر نعیمی با کسب 50درصد آرا (24 هزار رأی) پیروز انتخابات شده بود و غرّه به آرای خود بود و می گفت مردم با کسی که مرا ردصلاحیت کند، برخورد خواهند کرد!!! اما امروز در حالی که هنوز نماینده این شهر است، کسی او را به خاطر نمی آورد! نقطه قوت مرحبا در همین جا ست که علیرغم شکست در نتیجه، صاحب پایگاه رأی مستقل است که تحت هیچ شرایطی، تغییر نکرده و با گذشت سالیان متمادی، همچنان باقی است. به راستی چه میزان از آرایی که به نام ولی داداشی به صندوق ها ریخته شده، رأی ایجابی بوده و مخصوص خودش است؟
چند روز پس از انتخابات، مستند زندگی شهید یوسف مرحبا از شبکه اول سیما پخش شد که اتفاقا شاپور مرحبا و غلامرضا مرحبا نیز در این مستند، لحظاتی جلوی دوربین رفته بودند. توضیح آنکه شهید مرحبا، شهید شاخص بسیج جامعه حقوقدانان در سال 1394 بود. بدین معنی که پرداختن به زندگی این شهید، در دستور کار سال 1394 سازمان بسیج قرار گرفته بود اما این اتفاق تنها در روزهای پایانی سال افتاد و در طول سال از ابتدای فروردین تا 7 اسفند، هیچ صحبتی از این موضوع نشد تا مبادا تبلیغی برای شاپور مرحبا صورت گرفته باشد! حتی در بنر بزرگی که روبروی فرمانداری، نصب شده و نام و تصویر شهدای شاخص سال درج شده بود، نام شهید آستارایی سال 1394، حذف شده بود! (بعید نیست نام و تصویر ایشان از تابلوی ورودی شهر نیز حذف شود! :))) ) نام شهید مرحبا، پیش از این، تحت عنوان «سردار شهید یوسف مرحبا» به دلیل ویژگی های خاص وی، تنها چهره شاخص شهرستان بود. اسفند ماه 1394، تندیسی از وی ساخته شده ولی به همراه تندیس شهید محمدزاده، در مزار شهدای آستارا نصب شد. با اینکه مردم، احترام فراوانی برای شهید مرحبا و خانواده وی قائل هستند، ولی در جریان انتخابات، این مسئله را دخیل نمی کنند و موضوعات را از هم تفکیک می کنند. اما برخی عمداً با کمرنگ کردن نام شهید مرحبا، قصد حذف فرزند ایشان را دارند تا دوباره در این عرصه حضور پیدا نکند. اینکه تسویه حساب سیاسی با شهدا، کجای دین آمده را نمی دانم! انتخابات و رقابت های انتخاباتی تمام شده اما همچنان برای من، این سؤال پابرجاست که چرا برخی ها می خواهند جامعه را در آن فضای انتخاباتی نگه دارند و به هر مسئله ای از این زاویه بنگرند؟!
والعاقبة للمتقین